انا لله وانا اليه راجعون

                                                                   بشری به همه مسلمین جهان استشهاد شیخ المجاهدین  ابی عبدالله اسامه بن لادن رحمه الله عزوجل.

۱ دیدگاه

دسته Uncategorized

چرا علماهای روافض از مناظره با علماهای سنی(وهابیه) میترسند؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی وقتها انسان واقعا با کوچکترین وکمترین جهد به صواب و صحیح پی می برد واز جمله انها ….

چرا علماهای شیعه میترسند از مناظره با علماهای اهل سنت؟

ایا این ترس دلیل بر ضعیف بودن دلیل است؟

مگر نمیدانند که حق بر باطل غلبه دارد؟

چرا اگر حق شنیدیم بخاطر تعصبی که داریم انرا رد کنیم؟

ایا معمم یا اخوند یا سید روز قیامت جوابگوی ما خواهد بود؟؟؟؟

. يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّـهِ الْغَرُورُ ﴿لقمان: ٣٣

پس جوابمان چه خواهد بود؟؟

. وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿الأحزاب٦٧

2 دیدگاه

دسته Uncategorized

ايا ائمة علم غيب ميدانند؟

بسم الله الرحمن الرحيم


قُل لَّا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّـهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ ﴿الأنعام: ٥٠﴾

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿الأنعام: ٥٩﴾

قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿الأعراف: ١٨٨﴾

وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّـهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللَّـهُ خَيْرًا اللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿هود: ٣١﴾

 

اين ايات بدون شك و خيلي واضح و بدون اي تاويل ميرساند كه رسول صلي الله عليه واله وصحبه وسلم نميفهميد (الغيب)

پس از باب اولی ائمة نميفهمند غيب ولكن ؟!؟


يا عجبا لأقوام يزعمون أنا نعلم الغيب ، والله لقد هممت بضرب جاريتي فلانة فهربت مني فما علمت في أي بيوت الدار هي ) إثبات الهداة للعاملي 3 / 748 » قول الصادق.

<><><><><><><><<><><><><>><<>><<><><><><><><><<>>><<<<<>>>>


أصول الكافي.. باب أن الأئمة إذا شاءؤا أن يعلموا علموا) للكلينى حيث قال/عن جعفر انه قال.. أن الإمام إذا شاء أن يعلم علم. وان الأئمة يعلمون متى يموتون وأنهم لا يموتون إلا باْختيار منهم

أصول الكافي) للكلينى ص 165..3-راجع قصيدة على بن سليمان المزيدى في مدح على بن أبى طالب رضي الله عنه …. ومن قوله في مدح على رضي الله عنه… آنت العليم بذات الصدور……وآنت المبعثر ما فى القبور

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

شروعی مجدد باذن الله…

بسم الله الرحمن الرحيم


ان الحمدلله نحمده ونستعينه ونستهديه و نعوذ به من شرور انفسنا و من سيئات اعمالنا

و من يهدي الله فلا مضل له و من يضلل الله فلا هادي له

مدتي وقت بود به خاطر مشغله و گرفتاری های روز مره توانايي ورود به وبلاگ  دارا نشد

و باذن الله با هم شروع میکنیم برای دفاع از دین اسلام وبیرون اوردن  ریشه شرک و مشرکان را میسوزانیم…

 

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

عثمان بن عفان رضی الله عنه ملقب به ذو النورین

بسم الله الرحمن الرحیم    

    

چرا این خلیفه جلیل را به ذوالنورین لقب دادند؟؟    

ایا خدمتی برای اسلام کرد ؟؟؟    

ایا خداوند از انها راضی شد؟؟    

ایا ایا ایا؟؟    

وهابیها (اهل السنه) اگر بخواهیم مانند بعضی مشرکین و منافقین و دین ستیزانی از فضایل هر کدام از صحابه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم حرف بزنیم خیلی به اسانی با اسناد و مدارک محکمی چه از زبان رسول و یا از کتاب خدا انها را به درجه خداوندی برسانیم و العیاذ بالله     

ولی …{ يشركون وهم لا يعلمون}    

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ    

مختصری از صحابی جلیل مبشر بالجنه:

بعد از اينكه عثمان t مسلمان شد و با دختر رسول اكرم r ازدواج نمود     

      

 مسلمانها در مكه تحت فشار قرار گرفتند زيرا رسول اكرم r قبلاً در دعوت    

      

 قريش بسوي اسلام از لطف و نرمي استفاده مي كرد اما با گذشت زمان،    

      

 بت ها و معبودان باطل را به باد انتقاد گرفت . قريش هم دست بدست هم    

      

 دادند و با مسلمانان بشدت مخالفت كردند و از هر گونه آزار و اذيتي دريغ    

      

 نورزيدند . ابن اسحاق مي گويد: هنگامي كه رسول اكرم r مشكلات و    

      

 مصائب ياران خويش و عافيت خود را بخاطر جايگاهي كه نزد خداوند و    

      

 عمويش ابوطالب داشت، مشاهده نمود و متوجه شد كه كاري از دست وي    

      

 ساخته نيست به صحابه (رضوان الله عليهم اجمعين) گفت: شما مي توانيد    

      

 به سرزمين حبشه هجرت كنيد زيرا حبشه پادشاهي عادل دارد كه به كسي    

      

 ظلم روا نمي‌دارد. آنچه مسلم است هجرت به حبشه زماني صورت گرفت    

      

 كه رسول‌ الله‌r در شعب ابوطالب و در حمايت عمويش ابوطالب به سر    

      

 مي‌برد.    

عبدالملك بن مروان در دوران خلافتش نامه اي به عروه بن زبير نوشت و…     

دوستان این کتاب را  از   اینجا  داونلود کنید.

موفق باشید.

 

2 دیدگاه

دسته Uncategorized

بررسي حديث ثقلين از مولف هدايت يافته علي القضيبي؟

بسم الله الرحمن الرحيم  

  

خواننده ی محترم : در روزی که باطل گسترش یافته است ، لازم دیدم که حق را برای کسانی که خدا و جهان آخرت را می طلبند بیان کنم .    

خواننده ی محترم :   در روزی که باطل گسترش یافته است ، لازم دیدم که حق را برای کسانی که خدا و جهان آخرت را می طلبند بیان کنم .   

خواننده محترم :  

علمای شیعه ـ  خداوند ما و آنها را به سوی حق هدایت کند ـ از حدیث ثقلین چنین فهمیده اندکه اهل سنت از اهل بیت پیروی نمی کنند وبه آنچه آنها آورده اند تمسک نجسته اند و بلکه از دشمنان اهل بیت پیروی کرده اند .   

و برای آن که حقیقت برای شما روشن گردد واین شبه رفع شود ، وبرایتان مشخص شود که چه کسانی اهل بیت را دوست دارند و چه کسانی به آنها دشمنی می ورزند این کلمات را به رشته تحریر در آوردم.   

واز همه کسانی که از نوشته های گران سنگ آنان درمورد این موضوع استفاده برده ام تشکر
 می کنم به خصوص شیخ صالح بن عبدالله الدرویش قاضی دادگاه عمومی شهر قطیف ، که لطف فرمودند وبر کتاب من مقدمه ای نوشتند ، و از خداوند می خواهم که ایشان را در اجر و پاداش با من شریک گرداند .
   

خواننده محترم وحق جو : تقلید وتعصب را کنار بگذار و با بصیرت وعقل بخوان تا به امید خدا حقیقت کاملاً برایت روشن شود .   

                                     

                                                 وصلی الله وسلم علی نیینا محمد وعلی اله وصحبه 

                                                        ابو خلیفه ، علی محمد قضیبی  

                                                               1429هـ 2008 م

                                                   قضیبه – منامه – کشور پادشاهی بحرین  

 دوستان این کتاب را از  اینجا  داونلود کنید. 

موفق باشید. 

2 دیدگاه

دسته Uncategorized

خالد بن وليد رضي الله عنه سيف الله المسلول؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

 

نام: خالد، كنيه: ابوسفيان، لقب: سيف الله

نام پدر ونسب وي: وليد بن مغيره بن عبدالله  بن عمر بن مخزوم  بن تينطته بن مره. مره جد پدري رسول گرامي  صلى الله عليه وآله وسلم هستند از اين رو شجره نسب حضرت خالد  رضى الله عنه  در هفتمين جد  پدري به آن حضرت  صلى الله عليه وآله وسلم مي رسد .

نام ونسب مادر گرامي حضرت خالد  رضى الله عنه  لبابه صغری بنت الحارث مي باشد كه ايشان خواهر حضرت ام المو منين ميمونه (رضي الله عنها) بودند، لذا پيامبر خدا  صلى الله عليه وآله وسلم شوهر خاله سيدنا حضرت خالد  رضى الله عنه  بودند.

خاندان حضرت خالد  رضى الله عنه : شش برادر و دو خواهر داشتند. از برادران ايشان هشام  رضى الله عنه  ووليد  رضى الله عنه  به اسلام مشرف شدند. از خواهران يكي با صفوان بن اميه و دومي با حارث بن هشام ازدواج كردند.

پدر ايشان (مغيره)كه يكي از اشراف قريش بودند و مردم قريش ايشان را بعنوان فيصل قبول داشتند و در پوشاندن غلاف كعبه همه ساله نوبت تعيين بود. اما ايشان در طول سال يك مرتبه به تنهائي غلاف كعبه را مي پوشاند و سال ديگر فاميل قريش كعبه را غلاف مي پوشانيدند.

مردم را از روشن كردن آتش براي تهيه طعام در منی نهي مي كردند بجز آن آتشي كه خود براي حجاج طعام درست مي نمود.

ايشان در طول زندگي قبل از اسلام شراب را بر خود حرام كرده بود چونكه مي دانست شراب عقل را مي ربايد.

اين آيات در شان وليد نازل شده اند: ,)»>ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا ﴿١١﴾)»>وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا ﴿١٢﴾  )»>وَبَنِينَ شُهُودًا ﴿١٣﴾ )»>وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا ﴿١٤﴾ , )»>ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ﴿١٥﴾, )»>كَلَّا ۖ إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا ﴿١٦﴾ , )»>سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا ﴿١٧﴾  إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ﴿١٨﴾)»>فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿١٩﴾ , )»>ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿٢٠﴾ )»>ثُمَّ نَظَرَ ﴿٢١﴾)»>ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ﴿٢٢﴾ ,)»>ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ ﴿٢٣﴾ ~› ,)»>فَقَالَ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ﴿٢٤﴾ )»>إِنْ هَـٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ

  (مدثر، جزء بيست ونهم  آيات یازدهم الی بیست وپنجم).

ترجمه: مرا واگذار با آن كسي كه او را تك و تنها (بدون دارايي و اموال و اولاد)آفريده ام.  وثروت بسيار به او داده ام. و پسراني به او داده ام كه (همواره درپيش او آماده و در مجالس براي خدمتگذاريش)حاضرند. و وسايل زندگي را از هر نظر براي او فراهم ساخته ام. گذشته از اين(بدون شكر و سپاسي كه بكند) اميدوار است (بر نعمت و قدرتش) بيفزايم. هرگز (چنين نخواهد شد و بدانچه آرزو مي كند نخواهد رسيد) چرا كه با آيات ما دشمن و ستيزه جو است. بزودي او را به بالا رفتن از گردنه (مشكلات و معضلات زندگي ) وا مي دارم (و به سختي ها و به دشواري هاي فراوان دچار مي سازد). او(براي مبارزه با پيغمبر و قرآن) بينديشيد (و در نظر گرفت كه چه بگويد و بكند)و نقشه و طرحي را (در ذهن خود )آماده ساخت. مرگ بر او باد چه نقشه اي كه كشيد و چه طرحي كه ريخت. باز مرگ بر او باد چه نقشه اي كه كشيد و چه طرحي كه ريخت. باز هم نگريست و دقت كرد.  سپس چهره در هم كشيد و شتابگرانه اخم و تخم كرد. بعد واپس رفت وگردن افروخت. آنگاه گفت: اين (كتاب قرآن نام ) چيزي جزء جادو ومنقول ( از پيشينيان و روايت شده از ديگران ) نمي باشد. اين (چيزهايي كه محمد كلام آسماني نام مي دهد) چيزي جز سخن انسانها نيست 

اين آيات حكايت حال وليد بن مغيره مخزومي را بيان مي كند. وليد در مكه از مقامي برخوردار بود كه بسياري از مردم آنجا مي گفتند اگر قرار بود پيامبري مبعوث شود بايد او مبعوث مي شد. او درميان قوم خود و در مكه يگانهء زمان خود بود و او را وحيد حجاز مي گفتند چون از هر جهت كم نظير يا بي نظير بود درباره ثروت او نوشته اند هزارها هزار دينار نقدينه داشت، و باغي در طائف داشت كه حلول سال ميوه اش قطع نمي شد. آيه كريمه  )»>وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا ﴿١٢﴾اشاره به آن باغ است. او شش پسر رشيد و دو دختر داشت كه همواره در كنار او بودند و كمتر كسي در حجاز از اين نعمت برخوردار بود.

 لطفا اين كتاب را از اينجا  داونلود كنيد.

5 دیدگاه

دسته Uncategorized

شیــــــــــــــــــــــــعة و تصحيـــــــــح!!؟!!

بسم الله الرحمن الرحيم

 معرفي نويسنده در چند سطر :

 

1) او نوه امام الاكبر (سيد الحسن موسوي اصفهاني) است و در نجف اشرف در سال 1930 متولد شده است. و دراسات تقليدي خود را در دانشگاه بزرگ نجف اشرف به پايان رسانيده و موفق به اخذ مدرك عالي در فقه اسلامي ، ( اجتهاد ) گشته است.

2) موفق به دريافت دكترا در تشريع اسلامي از دانشگاه تهران در سال 1955 گشته است.

3) موفق به دريافت دكترا در فلسفه از دانشگاه پاريس ((سوربون)) در سال 1959 شده است.

4) به عنوان استاد اقتصاد اسلامي در دانشگاه تهران در بين سالهاي 62 – 1960 مشغول به تدريس بوده است.

5) به عنوان استاد فلسفه اسلامي در دانشگاه بغداد در فواصل سالهاي 1967- 87 مشغول به تدريس بوده است.

6) در سال 1979 به بعد به عنوان رئيس مجلس اعلاي اسلامي در غرب آمريكا انتخاب شده است.

7) به عنوان استاد مهمان در دانشگاه ((هاله)) آلمان دموكراتيك، و استاد معار دانشگاه طرابلس ليبي در بين سالهاي 74 1973 مشغول بكار بوده است. و بعنوان استاد باحث در دانشگاه هاروارد آمريكا، در سالهاي 76 1975 و استاد منتخب در دانشگاه لوس آنجلس در سال 1978 مشغول به تدريس بوده است .

دوستان این کتاب گرانبها را از  اینجا  داونلود کنید.

موفق باشید.

 

3 دیدگاه

دسته Uncategorized

امهات المومنین را بشناسیم؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

  

  

مادران مؤمنان

  

امهات المؤمنين (مادران مؤمنان) همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم هستند وهمه مورد تجليل واحترام امت مي باشند و از آن جا كه مادر مسلمين هستند بعد از درگذشت پيامبر صلي الله عليه وسلم با كسي ديگر ازدواج نكردند.

  

امهات المؤمنين (مادران مؤمنان) همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم هستند كه تعدادشان يازده زن بوده است[1] كه شش تا قريشي وچهار عرب (غير قريشي) ويك غير عرب بوده است، همسران قريشي پيامبر صلي الله عليه وسلم عبارت از:

  

1)    خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبدالعزيز بن قصي بن كلاب.

  

2)                        عايشه دختر ابوبكر صديق بن ابي قحافه.

  

3)                        حفصه دختر عمر بن خطاب.

  

4)                        ام حبيبه دختر ابوسفيان، اسمش رمله هست.

  

5)                        ام سلمه دختر اميه بن سهيل.

  

6)                        سوده دختر زمعه.

  

وامهات المؤمنين عرب كه از قبيله قريش نيستند عبارت اند از:

  

1)                        زينب دختر جحش بن رئاب بن اسد بن خزيمه.

  

2)    ميمونه دختر حارث بن حزن ابن قيس بن غيلان الهلاليه[2].

  

3)                        زينب دختر حزيمه بن حارث ابن قيس الهلاليه[3].

  

4)                        جويريه دختر حارث بن ابي ضرار، از بني مصطلق.

  

اما تنها همسر پيامبر صلي الله عليه وسلم كه عرب نيست صفيه دختر حيي بن اخطب كه از قبيله بنونظير است.


[1] در اين مورد به چند مرجع راجعه كرديم: سير أعلام النبلاء ذهبي ج 2 ونسب قريش، ابن كثير دار الفصول، و عيون الأثر از ابن سيد الناس.

  

[2] المعرفه والتاريخ، بسوي 323/3.

  

[3] حواله گذشته.

  

 

  

دوستان لطفا این کتاب را از اینجا  داونلود کنید. 

موفق باشید.

 

۱ دیدگاه

دسته Uncategorized

صحابه را به دست اوردم بدون اينكه ال بيت را از دست دهم!

       بسم الله الرحمن الرحیم

من درخانواده‌ای شیعه پرورش یافتم که با خدمت علمی و تبلیغاتی برای مذهب، به خدا تقرّب می‌جُست. در کودکی پدرم را از دست دادم، بعد از درگذشت پدرم دایی‌ام سرپرستی من و برادرانم را به عهده گرفت، او آخوند معمم بود که در یکی از حوزه‌های علمیه منطقه (جد حفص) بحرین درس خوانده بود و پس از آن درس خود را در شهر قم ایران تکمیل و به پایان رسانده بود.

او به شدت مراقب ما بود و می‌کوشید تا ما با دوستان ناباب و بد همراه نشویم و به دنبال آنچه مایة بدنامی ما و ناخشنودی پروردگارمان می‌گردد و اخلاق و رفتارمان را فاسد می‌کند نرویم. او چنان برای تربیت ما می‌کوشید و مراقب ما بود که وقتی دانست که من بعداز گرفتن دیپلم می‌خواهم وارد آموزشکدة موسیقی شوم و در آینده به عنوان استاد موسیقی به این کار بپردازم به شدت ناراحت شد و به من اعتراض کرد و گفت: من در بچّگی کسی را نداشتم که دست مرا بگیرد و مرا نصیحت کند، از این رو بسیار زندگی دشواری به سرکرده‌ام، پس تو نصیحت مرا گوش کن…..

دوستان لطفا این کتاب را از   اینجا  داونلود  کنید.

موفق باشید.

2 دیدگاه

دسته Uncategorized

راهت را ادامه خواهیم داد مجاهد ریگی

بسم الله الرحمن الرحیم
عبدالمالک عزیز که از هر چه بیشتر برایت راه مبازه عزیز تر بود بدان و سوگند به پروردگار که تا آخرین قطره خون راهت را ادامه خواهیم داد
برادر عزیز روزی که پا به میدان مبارزه نهادی خود گفتی این راه همه چیز دارد و همه سختیها را به جان خریدی تا راه مبارزه را به پیش بری و حتی پروای جان خودت را هم نکردی و ما سربازانت با شما عهد می بندیم و پیمان می کنیم که راهت را تا آخرین لحظه ادامه دهیم و لحظه ای هم سستی نخواهیم کرد.

سرور عزیز تر از جانم ، عبدالمالک عزیزم که در راه هدف و آرمان عزیزترینهایت را قربان کردی و حتی برادر عزیزت را فدای دین و اسلام و مردمت کردی سوگند به وحدانیت پروردگار و سوگند به همان سوگندهائی که با تو خورده بودیم که همانگونه که به ما آموخته بودی راهت را ادامه خواهیم داد.
عزیزتر از همه چیزم عبدالمالک عزیزم شما چنان درس شهامت و جرات و شجاعت به ما دادید که هرگز از یاد نخواهیم برد و به یقین بدان که تو رهبر انقلابی بودی که بلوچستان و اهلسنت ایران را تکان داد و چهره دشمن را عیان نمود و راه را برای همگان نشان داد و سوپند به ذات الله که ما راهت را با روشت ادامه خواهیم داد.

رهبر عزیز در بندم که ما را از شب تار ذلت به سوی روز روشن عزت رهنمون شدی بدان که امروز در دل یکایک ملت بلوچ و جامعه اهلسنت جای داری و فرزندان مومن و غیور اهلسنت و بلوچ سربازان و سپاهیان راهی هستند که شما رهنمون شدید و نام شما بر بلندای تاریخ این ملت ثبت شده است و سوگند به الله که ما با خونمان راهت را آبیاری خواهیم کرد.
ما عاشقان و دلدادگان راهت بودیم ، همانگونه که خودت نیزد دلداده شهادت در راه الله بودی و ما راهت را به امید و کمک الله ادامه خواهیم داد.
بار الها ما را در این راه کمک کن
والله نمی دانم چه بنویسم و این چند سطر را برای تجدید عهد و پیمان را رهبر فرزانه ام امیر عبدالمالک جان نوشتم.

دلاور بلوچ

6 دیدگاه

دسته Uncategorized

اسامی و تاریخ مساجدهایی که بدست روافض خراب و به اتش کشیده شده اند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّـهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا ﴿١٨﴾(جن)


الإحصائية النهائية لأعمال حرق وتدمير لمساجد أهل السنة (224مسجد)(لعامي 2006- 2007)
(قام بهذا الجهد هيئة علماء المسلمين ومركز الرشيد للإحصاء والمعلومات)
ملحوظة: الترتيب حسب إسم الجامع ثم المدينة ثم المنطقة ثم العام
(1)المساجد التي تم تفجيرها
القدس الشريف
بغداد – الرصافة – البلديات-2006
2
جامع المهند
بغداد – الرصافة – قرب الساحة المستنصرية – شارع فلسطين-2006
3
الفردوس
بغداد – الرصافة – حي أور-2006
4
الخلفاء الراشدين
بغداد – الرصافة – حي أور-2006
5
السلام
بغداد – الرصافة – حي الشعب – شارع فلسطين-2006
6
الفاروق
بغداد – الرصافة – شارع فلسطين-2006
7
طيبة
بغداد – الرصافة – زيونة-2006
8
12ربيع الأول
بغداد – شارع فلسطين – حي المهندسين م/ 507-2006
9
حسن البارح
بغداد – الرصافة – سبع ابكار – قرب الوقف السني-2006
10
صبحي الخضيري
بغداد – الرصافة – كرادة – قرب العرصات-2006
11
القدوس
بغداد – الكرخ – الكاظمية-2006
12
آل ياسين
بغداد – الرصافة – جميلة-2006
13
سيد الشهداء
بغداد – الرصافة – جميلة-2006
14
بدرية
بغداد – الرصافة – طالبية قرب ساحة 83 – 2006
15
الحق
بغداد – الرصافة – الشعب – شارع الصحة2006
16
السادة النعيم
بغداد – الرصافة – تقاطع الشعب الصليخ2006
17
الحاجة فوزية
بغداد – الرصافة – شارع فلسطين م/503- 2006
18
أبي عبيدة
بغداد – الرصافة – حي القاهرة2006
19
العاني
بغداد – الرصافة – الوزيرية – مقابل المكتبة المركزية2006
20
عثمان بن عفان
بغداد – الرصافة – بغداد الجديدة – النعيرية م/ 2006-709
21
السامرائي
بغداد – الرصافة – بغداد الجديدة – السوق2006
22
الخليل
بغداد – الرصافة – حي العمال – البلديات2006
23
آل سمين
بغداد – الرصافة – حي المعلمين – بغداد الجديدة2006
24
الودود
بغداد – الرصافة – حي اور2006
25
الصفا
بغداد – الرصافة – نواب الضباط – بغداد الجديدة2006
26
الجهاد
بغداد – الرصافة – الشعب- شارع عدن2006
27
أسماء ذات النطاقين
بغداد – الرصافة – بغداد الجيدة – للمرة الثانية . 2006
28
ابو القاسم
بغداد – الرصافة – بغداد الجديدة – نواب الضباط2006
29
الامين
بغداد – الرصافة – حي الامين2006
30
النقيب الشهيد
بغداد – الرصافة – المشتل حي الرئاسه2006
31
امجد الزهاوي
بغداد – الرصافة – الكرادة – حي النضال 2006
32
الفرقان
بغداد – الرصافة – الصليخ الجديد2006
33
آلسبطين
بغداد – الكرخ – حي العامل2007
34
الهدى
بغداد – الكرخ – السيدية2007
35
القدس الشريف
بغداد – الكرخ- حي العامل 5/2/2007
36
الأقطاب الأربعة
بغداد – الكرخ – حي العامل 2007
37
فرج علي الصالح
بغداد – الرصافة – كرادة – المسبح- 2006
38
السامرائي
بغداد – الكرخ – حي العامل – 5/2/2006
39
الحاج زيدان
بغداد – الكرخ – حي السلام- 2006
40
البستاني
بغداد – الكرخ – الأعلام- 2006
41
الحبيب المصطفى
بغداد – الكرخ – حي الشباب-الأعلام- 2007
42
الحمزة
بغداد – الكرخ – حي التراث- 2007
43
الرحمة
بغداد – الكرخ – الرحمانية – الشعلة- 2006
44
فندي الكبيسي
بغداد – الكرخ – الشرطة الخامسة- 2006
45
الفيحاء
البصرة- 2006
46
العشرة المبشرة
البصرة- 2006
47
أمينة
الرصافة – الطالبية – 2006
48
مكة
الكرخ – الدورة- 2007
49
الخيرات
بغداد – الكرخ – حي الجوادين – 2006
50
مائدة الرحمن
بغداد – الكرخ – مجمع القعقاع – المحمودية- 2007
51
الجهاد
بغداد – الكرخ – مجمع القادسية – المحمودية- 2007
52
عمرو بن العاص
بغداد – الكرخ – المحمودية- 2006
53
المتقين
محافظة بابل – المسيب- 2006
54
الناصرية الكبير
محافظة – الناصرية- 2006
55
صالح باشا الصغير
محافظة الناصرية- 2006
56
جامع الصبار
بغداد – الرصافة – الحسينية- 2006
57
جامع النور
بغداد – الرصافة – الحسينية- 2006
58
النبي إسماعيل
بغداد – الرصافة – الحسينية- 2006
59
طيبة
بغداد – الرصافة – زيونة – 2006
60
علي بن أبي طالب
محافظةالكوت – الداموك- 2006
61
القدس
بغداد – حي المستنصرية – مقابل وزارة الشباب والرياضة- 2006
62
خديجة الكبرى
بغداد – الرصافة – بغداد الجديدة – الغدير – 2006
63
الصغير
بغداد – الرصافة – بغداد الجديدة – تل محمد – 2006
64
اليقين
بغداد – الرصافة – زيونة – حي المثنى – 2006
65
الطيب
بغداد – الرصافة – باب الشرقي – حي الكيلاني – 2006
66
الحرية الأولى
بغداد – الكرخ – الحرية – 2007
67
حي الجامعة
بغداد – الكرخ – شارع الربيع – حي الجامعة – 2006
68
النداء
بغداد – الرصافة – حي القاهرة – 2006
69
علي السجاد
بغداد – الكرخ – حي الشباب 2007
70
لا اله الا الله محمد رسول الله
بغداد – الكرخ – حي العدل 2007
71
النور
بغداد – الكرخ – حي الجهاد 2007
72
الله اكبر
بغداد – الرصافة – الحبيبية تعرض يوم 22/2/2006
73
المشتل القديم
بغداد – الرصافة – المشتل – 2006
74
المصطفى
الرصافة – بغداد الجديدة – حي الأمين – 2006
75
عبد الرحمن بن عوف
بغداد – الكرخ – الشعلة – 2006
76
الدباش
بغداد – الكرخ – الحرية- 2006
77
النجمة
بغداد – الكرخ – حي الجامعة – 2
78
أبو أيوب الأنصاري
بغداد – الرصافة – شارع فلسطين – 2006
79
احمد المختار
بغداد – الكرخ – الدورة – شارع 60 – 2006
80
الشهيد
بغداد – الرصافة – الشعب -2006
81
سليمة خان
بغداد – الرصافة – الشعب- 2006
82
الهادي البشير
بغداد – الكرخ – الدورة – 21/3/2006
83
المدينة المنورة
بغداد – الكرخ – حي العامل 29/3/2006
84
خضير الجنابي
الكرخ – البياع – 2007
85
الصادق الأمين
بغداد – الكرخ – البياع- 2007
86
الرحمن
بغداد – الكرخ – البياع- 2007
87
الكوثر
بغداد – الكرخ – البياع- 2007
88
الفاروق
بغداد – الكرخ – الحرية – 2006
89
دعاة الإسلام
بغداد – الكرخ – الحرية – 2006
90
المهيمن
بغداد – الكرخ – الحرية – 23- 24/11/ 2006
91
الخشاب
بغداد – الكرخ – الحرية -23- 24/11/ 2006
92
أبو بكر الصديق
بغداد – الكرخ – حي العامل 2007
93
عمر بن الخطاب
بغداد – الكرخ – الأعلام – 2007
94
جنة المأوى
بغداد – الكرخ – تقاطع اليوسفية الرشيد العام – 2006
95
البر
بغداد – الكرخ – اللطيفية المركز – حي السلام – 2007
96
رياض الصالحين
بغداد – الكرخ – اللطيفية – 2007
97
خاتم النبيين
بغداد – الرصافة – الزعفرانية – حي المعلمين
98
الأقصى
بغداد – الرصافة – الزعفرانية – قرب معهد التكنولوجية
99
حذيفة بن اليمان
بغداد – الكرخ – حي الرسالة الثالثة – 2007
100
أحباب المصطفى
بغداد – الكرخ – حي الشرطة – 2007
101
تركي الطلال
بغداد – الكرخ – حي الشرطة – منطقة الري – 2007
102
أديب الجميلي
بغداد – الكرخ – حي الشرطة – 2007
103
المصطفى
بغداد – الكرخ – المحمودية – 2007
104
الجهاد
بغداد – الكرخ – المحمودية – العمارات السكنية – 2007
105
مائدة الرحمن
بغداد – الكرخ – المحمودية – 2007
106
التيسير
بغداد – الكرخ – المحمودية – حي الجزائر – 2007
107
النور المحمدي
بغداد – الكرخ – المحمودية – 2007
108
فرحة بلال
بغداد – الكرخ – المحمودية – جديده – 2007
109
فخري شنشل
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2006- 2007
110
محمد رسول الله
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2006
111
حي الفرات
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2006
112
الصديق
بغداد – الكرخ – السيدية – 2007
113
عثمان بن عفان
البصرة – المعقل – 13/6/2007
114
المناصير
البصرة – الجمعيات – 13/6/2007
115
الشهيد طة
البصرة – منطقة حمدان – 13/6/2007
116
الكواز
البصرة – أبو الخصيب – 13/6/2007
117
العبايجي
البصرة – الجمعيات – 13/6/2007
118
الرحمن
البصرة – الأصمعي القديم – 13/6/2007
119
المهاجرين
بغداد – الغزالية – 2007
120
الحنان
بغداد – الكرخ – المركز – 2007
121
الشيخ معروف الكرخي
بغداد – الكرخ – المركز – 2007
122
رشيد دراغ
بغداد – الكرخ – المركز – 2007
123
قدوري حداد
بغداد – الكرخ – المركز – 2007
124
الشيخ موسى الجبوري
بغداد – الكرخ – المركز – 2007
المساجد التي تم تهديمها وقتل المصلين فيها
(بعض المساجد هدمت بالكامل والبعض الأخر هدمت المآذن والقبب ):
1
الحميدية
بغداد – الرصافة – مقابل كسرى وعطش – تهديم كامل – 2006
2
مصعب بن عمير
بغداد – الرصافة البنوك- شارع الكنيسة- تهديم المنارة- 2006
3
البشير النذير
بغداد – الرصافة الشعب – تهديم كامل- 2006
4
يس والقران الحكيم
بغداد – الكرخ – ابودشير – الدورة – 2006
5
البطاوي
بغداد – الكرخ – الشعلة – 2006
6
القعقاع(المشاهدة)
بغداد – الكرخ – الحرية – /11/ 2006
7
أبو حامد
بغداد – الكرخ – الحرية – /11/ 2006
8
الشكور
بغداد – الكرخ – حي العامل 2007
9
العشرة المبشرة
بغداد – الكرخ – حي العامل2007
10
فتاح باشا
بغداد – الكرخ البياع 2007
11
أسامة بن زيد
بابل – الحصوة 2007
12
الأنوار
بابل – الحصوة – تهديم المنارة – 2007
13
الذاكرين
بين بغداد و بابل 2007
14
الإسكندرية الكبير
بابل – الإسكندرية – تهديم المنارة – 2007
15
خديجة الكبرى
بغداد – الكرخ – حي الشرطة – المواصلات – 200
16
طلحة بن عبيد الله
البصرة – الزبير -2006-2007(هذا المسجد تم نبش قبر سيدنا طلحة الموجود بجانبه)
المساجد التي تم إحتلالها:
1
القدس
بغداد – الرصافة – كسرة وعطش- 2006
2
الشهيد
بغداد – الرصافة – كسرة وعطش- 2006
3
الأبرار
بغداد – الرصافة – الصدر/ داخل- 2006
4
عباد الله المتقين
بغداد – الرصافة – شارع فلسطين- 2006
5
الودود
بغداد – الرصافة – الشعب- 2006
6
الرحمة الإلهية
بغداد – الرصافة – الشعب- 2006
7
قباء
بغداد – الرصافة – الشعب- 2006
8
زيد بن ثابت
بغداد – الرصافة – جميلة – الشعب- 2006
9
البديع
بغداد – الرصافة – الحسينية- 2006
10
النداء
بغداد – الرصافة – حي القاهرة- 2006
11
النصير
بغداد – الرصافة – حي النصر والسلام- 2006
12
محمد الفاتح
بغداد – الرصافة – المشتل- 2006
13
ألراشدي
بغداد – الرصافة – الحسينية – 2006
14
سعيد بن زيد
بغداد – الرصافة – المدائن – 2006
15
العباس
محافظة كربلاء – 2006
16
الأبرار
محافظة الناصرية – 2006
17
نصار
بغداد – الرصافة – بغداد الجديدة – م/ 715 – 2006
18
الرحمة
بغداد – الكرخ – الشعلة – 2006
19
الفاروق
بغداد – الرصافة – الشعب – 2006
20
الرحمة الإلهية
بغداد – الرصافة – الشعب– 2006
21
بدرية
بغداد – الرصافة – الشعب – العقاري – 2006
22
الجهاد
بغداد – الرصافة – الشعب – العقاري – 2006
23
النور
بغداد – الرصافة – الشعب – العقاري – 2006
24
قباء
بغداد – الرصافة – الشعب – حي سومر- 2006
25
الحق
بغداد – الرصافة – الشعب – حي الصحة- 2006
26
إبراهيم الخليل
بغداد – الرصافة – الشعب – حي أور- 2006
27
الشهيد يوسف
بغداد – الرصافة – الشعب- العقاري – 2006
28
محمد إبراهيم السامرائي
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2006
29
مديحة الجنابي
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2006
30
لا اله ألا الله
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2006
31
الحسين
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2006-
32
معاذ بن جبل
بغداد – الكرخ – حي الشرطة الخامسة – 2007
المساجد التي حولت لحسينيات:
1
الحسن بن علي
بغداد – الرصافة – شارع فلسطين – قرب ساحة بيروت .
2
الهدى
بغداد – الرصافة – حي الشهداء- العبيدي
3
أبو ذر
بغداد – الرصافة – الكمالية .
4
سلمان باك
بغداد – الرصافة – المدائن
5
المشروع
بابل – جبلة – المشروع .
6
النور
بغداد – الرصافة – منطقة كم الكيلاني 19/3/2006
7
علي بن أبي طالب
بغداد – الرصافة – حي الشهداء – العبيدي
8
الحمزة
صلاح الدين – بلد – 2003
9
صدام
صلاح الدين – بلد – 2003
10
علي بن أبي طالب
صلاح الدين – بلد – 2003
11
الفرقان
بغداد – الكرخ – السيدية2003
12
الرحمن
بغداد – الكرخ – المنصور 2003
13
آل الدراجي
بغداد – الكرخ – حي الجهاد – 2007
14
الصراط المستقيم
بغداد – الكرخ – حي الشرطة – المواصلات 2007
15
الرحمة
بغداد – الكرخ – حي المواصلات –2007
16
الخلفاء الراشدين
بغداد – الكرخ – السويب –2007


نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

منهاج السنه لرد الروافض لشیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله

                                                              بسم الله الرحمن الرحیم

دوستانی که لغه عربی میفهمند حتما این کتاب گرانبها ، کتابی که کمر وافض را شکسته است داونلود کنید.

لطفا کتاب را از  اینجا  داونلود کنید.

موفق باشید.

۱ دیدگاه

دسته Uncategorized

بعضی از معلومات و فخر و شرف و ؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم


1-اولین کسی که داخل اسلام شد از مردان و افضل الصحابه و اعلاهم منزله و اکبرهم کرامه؟

2- «>وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿١٧﴾ ‹)»>الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ ﴿١٨﴾ ,»>وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَىٰ ﴿١٩﴾  >إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَىٰ ﴿٢٠﴾ , , )»>وَلَسَوْفَ يَرْضَىٰ ﴿٢١﴾سوره اللیل

3-والذی جاء بالصدق و صدق به…

4-إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ ۗ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٤٠﴾

از اقوال مشهور وي رضي الله عنه:

احـــــــــرص علي المــــــــوت تــــــــوهب لك الـــــــــحباة

ان مرد غصبان على دشمنان اسلام سيدشان و سيد اباء و اجدادشان

ابــــــــــــــــــــــــوبكر الصديق رضي الله عنه است.

«»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»

العدل جنة المظلوم و جحيم الظالم : عمر بن الخطاب رضي الله عنه

متي استعبدتم الناس و قد ولدتهم امهاتهم احرارا… : عمر بن الخطاب رضي الله عنه

فاروق(فرق دهندة حق از باطل): عمر بن الخطاب رضي الله عنه

اول كسي كه لقب اميــــــــــر المومنين گرفت: عمر بن الخطاب رضی الله عنه

اولین کسی که نظام شرطه را در اسلام اورد: عمر بن الخطاب رضی الله عنه

احب الناس الی من اهدی الی عیوبی: محبوبترین مردم کسی است برایم که عیوبم بهم بگوید جلوم

: عمر بن الخطاب رضی الله عنه «الله اکبر»

«»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»

احسن زوجین فی الاسلام: عثمان بن عفان و رقیه دختر رسول علیه افضل الصلات والسلام.

ذو النورین: عثمان بن عفان رضی الله عنه.

اولین اسطول(کشتی جنگی) بحری اسلامی در عهد : عثمان بن عفان رضی الله عنه.

خلیفة المظلوم:(شهيد عثمان بن عفان رضي الله عنه)

«»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"

اولين فدايي در اسلام: علی بن ابی طالب رضی الله عنه.

کسی که رسول الله برایش دعا کرد لیذهب الله عنه الحر و البرد: علی بن ابی طالب رضی الله عنه.

المال فی الغربه وطن .. و الفقر فی الوطن غربه : علی بن ابی طالب رضی الله عنه.

شجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاع: علی بن ابی طالب رضی الله عنه.

«»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"»"

سیدا شباب اهل الجنه: الحسن و الحسین رضی الله عنهم.

اولین کسی که لقب ام المومنین گرفت: عایشه الصدیقه دختر ابی بکر الصدیق رضی الله عنهم.

اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد الله : حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه.

اولین فدایه در اسلام: اســـــــــــــــــــــــماء بنت ابی بکر الصدیق رضی الله عنهم.

اول شهیده در اسلام: سمـــــــــــــــــــیه بنت خیاط.

اول من یدخل الجنه: سید الخلق محمد المصطفی علیه افضل الصلات والسلام.

اول من استعمل البرید فی الاسلام: معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه.

عربستان : پایتخت ریاض< مساحت 2240000 < ریال

ایران: پایتخت تهران < مساحت 1684000 > ریال

خلیفه ای که ملقب بود به حمامه المسجد( کبوتر مسجد): خلیفه اموی عبدالملک بن مروان رضی الله عنه.

چندسال قــــــــــدس در زیر احتلال صلیبیون بوده است: 88 سال

5 نبی هر کدام دو اسم دارند: 1- محمد . احمد 2- عیسی . المسیح 3- ذوالکفل . الیسع 4- یعقوب . اسراییل 5- یونس .ذوالنون علیهم افضل الصلات والسلام.

همسر رسول معروف به الصوامه القوامه : حفصه بنت عمر بن الخطاب (الفاروق) رضی الله عنهم اجمعین.

چه کسی است الکریم  ابن  الکریم ابن الکریم ابن الکریم : یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم علیهم السلام.

صحابی که عرش الرحمن به لرزه در اورده است هنگام وفاتش: سعـــــد بن معاذ الانصاری رضی الله عنه.

محل دفن خالد ابن الولید و صلاح الدین ایوبی:ســــــــــــــــــــوریا (رضی الله عنهم).

بینی و بین الناس شعره لا اقطعها: معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه.

امام المدینه: الامام مالک بن انس رضی الله عنه.

عالم قریش: الامام شافعی رضی الله عنه.

ابو المساکین:جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه.

سیف الله المسلول: خالد بن الولید رضی الله عنه.

شاعر الرسول: حـــــــسان بن ثابت رضی الله عنه.

از اسماء الجنه: جنه الفردوس-جنه الخلد-جنه عدن-جنه المآوی-دار القرار-دار المتقین-دار السلام

الصحابی الذی کان سهمه لایخطی و دعوته مستجابه:ســـــــــــعد بن ابی وقاص رضی الله عنه.

الجدیدان(اللیل و النهار)—الداران(الدنیا والاخره)—الثقلان(الانس والجن)—الطیبان (ابوبکر وعمر)

الازهران(الشمس والقمر– الحسنان(الحسن والحسین)–الکریمان (الحج والجهاد)–الحرمان(المکه والمدینه)

موفق باشید.



۱ دیدگاه

دسته Uncategorized

جنــــــــــ(حفظهم الله)ــــــــــدالله؟؟ و رژیم پلید ولایت فقیه ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

پاکستان اعضای جندالله را به ایران تحویل نمی دهد. ریکی از مشاوران رئیس پارلمان پاکستان اخيرا گزارش مطبوعات ایران در زمینه موافقت پاکستان با تحویل اعضای جندالله به ایران را تکذیب کرده و بر مقابله با فعالیتهای این گروه در خاک خود نیز تاکید داشت .
سنی نیوز : به گزارش شبکه خبری العربیه ، مشاور خانم فهمیده میرزا تسلیم تاکید کرد مطبوعات ایران اظهارات رئیس پارلمان هنگام دیدار از تهران را به شکل نادرست منعکس کرده اند.
وی در عین حال تاکید کرد پاکستان برای کنترل این گروه در خاک خود تلاش خواهد کرد و اجازه نخواهد داد علیه ایران اقدام کند.
او گفت رئیس پارلمان فقط به موضوع مخالفت پاکستان با فعالیت جندالله علیه ایران در خاک پاکستان پرداخته وهیچ اشاره ای به تحویل اعضای این گروه به ایران نکرده بود.
پیش از این محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران از آصف علی زرداری همتای پاکستانی خود خواسته بود برای کنترل فعالیت جندالله همکاری کند.
عبدالمالک ریگی رهبری جندالله را برعهده دارد و بارها تاکید کرده است که این جنبش که آنرا » جنبش مقاومت ملی ایران می نامد به هدف دفاع از حقوق تمامی ملت ایران بخصوص ملت مظلوم و ستمدیده بلوچ و برای احقاق حق آنها دست به عملیات دفاعی و انتقامجویانه می زند و عاملان فتنه و جنایت در بلوچستان و دیگر استانها ، که دستشان آغشته به خون انسانهای بیگناه می باشد را به سزای اعمالشان می رساند.
رهبر این جماعت بارها با حضور در کانالهای تلویزیونی فارسی زبان اپوزسیون و خارج از کشور بارها با صراحت و شفافیت تمام اهداف ایم گروه را عنوان کرده و عملیات و برنامه های خود را نیز شرح داده است.
جندالله در طی سالهای اخیر بارها با جانفشانی افراد خود ضربات سنگینی را بر پیکر رژیم آخوندی وارد کرده است و این عملیات که تمامی آنها در خاک ایران صورت گرفته است نشان از توان نظامی و قدرت بالای برنامه ریزی این گروه دارد.
در 18 اکتوبر گذشته جندالله یک عملیات فدایی درسیستان وبلوچستان انجام داد که در آن 45 تن از جمله 15 نفر از فرماندهان عالی رتبه سپاه کشته شدند .
دولت ایران که از کنترل فعالیتهای نظامی موفقیت آمیز جندالله ناکام مانده و به ستوه آمده است اخیرا این گروه را به همکاری با اطلاعات پاکستان و امریکا و اسرائیل و … متهم کرده تا از محبوبیت مردمی این گروه بکاهد.ا

تا کی دروووووووووووووووووووووغ؟؟؟؟؟؟

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

مروری برپیدایش شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

مروری برپیدایش شیعه

شیعه : به معنی پیرو، فرقه و گروه است و اصطلاحا به کسانی گفته می شود که معتقد به امامت و خلافت بلافصل حضرت علی بن ابی طالب و اولاد او می باشند .
تشیع : یعنی شیعه گری، شیعه شدن و مذهب شیعه داشتن.

اهل سنت : یعنی پیروان سنت پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم.
سنی : یعنی یک تن از اهل سنت و اصطلاحا به کسانی گفته می شود که معتقد به خلافت ابوبکر صدیق و سایر خلفاء می باشند .
تسنن: یعنی پیرو سنت بودن، به سنت عمل کردن و ابوبکر صدیق را بعد از رسول خدا صلی الله علیه وسلم به عنوان خلیفه و جانشین برحق پیامبر، پذیرفتن.

در مورد اینکه شیعه از چه زمانی به عنوان یک گروه منتسب به اسلام در عرصه ی سیاسی و عقیدتی جهان اسلام حضور داشته است، در میان علما و پژوهشگران از جمله در میان آیات و مراجع شیعه اختلاف نظر وجود دارد، ما در این نوشتار برای روشن شدن موضوع،  ابتدا به آرا و نظریات علما و مراجع شیعه در مورد زمان پیدایش تشیع و همچنین به نقد آرای آنان می پردازیم و سپس آرا و نظریات دیگران را در این زمینه باز گو می کنیم.

ظهور تشیع از دیدگاه مراجع شیعه

یک عده از علمای شیعه براین باورند که تشیع  قبل از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم وجود داشته و همه ی انبیا مأموریت داشته اند تا مردم را به ولایت علی و اولاد او دعوت کنند، از جمله ی کسانی که قایل به این نظریه هستند عبارتند از: ملاباقرمجلسی، محمد بن یعقوب کلینی، نوری طبرسی، هاشم بحرانی، محمدبن حسن بن حرعاملی، هادی طهرانی، محمدبن حسن صفار و محمدبن علی ملقب به صدوق…

لطفا این کتاب کاملا مختصر را از  اینجا  داونلود کنید.

موفق باشید.

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

فرق روافض با اسلام؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام                                                                              روافض

مرجع قضاوت قرآن                                                مرجع قضاوت کتب روایی

سنت                                                                                      بدعت

انسان با شعوراست                                                انسان بی شعوراست

ایجاد محبت                                                                          ایجاد کينه

ایجاد وحدت                                                                          ایجاد تفرقه

وصل کردن                                                                             فصل کردن

کعبه                                                               دوازده هزار امامزاده وبیشتر

تامين                                                                                         تکفير

امام تابع دين                                                                       امام اصل دين

ترويج حقيقت                                                                          ترويج خرافه

اقرأ (بخوان)                                                                         اسمع (بشنو)

شهادتین                                                                               شهادت ثلاثه

عالمان دلسوز ديني                                                         کاسبان دکاندار ديني

حقيقت                                                                                       تبليغات

اسراف کار برادر شيطان                                               هزار اسراف بنام خدا

نماز در پنج وقت                                                                نماز در سه وقت

تقوی در تمام لحظات عمر                                             تقوي در محرم و صفر

تعليم و تحقيق                                                                     تقليد و تهديد

منجي انسانهابایدشد                                                در انتظار منجي بایدبود

همه برابرند                                                                     بعضي برابرترند

خدا ناظر در همه‌جا                                                     امام ناظر در همه‌جا

خنده                                                                                           گريه

آزادي                                                                                      ديكتاتوري

قرآن نور مبين                                                                قرآن تاويل و تفسير

دعا بي واسطه                                                                      دعا با واسطه

لا إله إلا الله                                                                          لا إله إلا زهرا

ملتزم شويد به سواد اعظم                                 سواد اعظم ملتزم شوند به ما

زيارت خانه خدا                                                                      زيارت عاشوراا

زكات براي فقيران                                                       خمس براي مفت خوران

تعقل وتعبد                                                                  تعبدصرف

صفا و مروه                                                                چاه جمکران!!

رنگ سپيد                                                                  رنگ سياه

صدا كردن خدا                                                         صدا كردن غير خدا

معرفي دين                                                                معرفي بزرگان مذهب

آگاه كردن مردم                                                             تجاهل مردم

حج از واجبات                                                                 کربلا از واجبات

مساجد پر جمعيت                                                     قبرستان پر جمعيت

بازگشت اعمال بسوی خدا                 بازگشت اعمال دوشنبه ها بسوی امام زمان!!

اسم همه مومن و مسلم                               هر گروه به اسم امام خويش

مساجد برای خدا                                             مساجد برای غير خدا

وحدت ديني و قلبي                                        وحدت سياسي و ظاهري

حبّ با عمل                                                     حبّ بدون عمل

تسليم در برابر آيات                                                تاويل در برابر آيات

خلقت جهان براي همه                                    خلقت جهان براي پنج نفر!!

ترس از خدا                                                           ترس از امام

حج عاملي براي وحدت                                       حج عاملی براي تفرقه

قسم به خدا                                                         قسم به امام

نذر و قرباني براي خدا                                            نذر و قرباني براي غير خدا

صداقت و راستي                                                   تقيه و دروغ

قبرستان مكاني براي عبرت                        قبرستان مكاني براي آباد كردن قبور!!

كسب علم واجب                                               تقليد از عالم واجب!!

ارزش انسانها به تقوا                                    ارزش انسانها به نسب و ذريه؟!!

خلقت انسانها از خاك                                         خلقت بعضي از نور؟!!

حكومتي اسلام گرا                                            حكومتي فرقه گرا

امام حاضر هميشه حاضر                                  امام غايب هميشه غايب!!

بازگشت اعمال بسوی خدا                             بازگشت اعمال به سوی امام!!

اطاعت حاكم در معصيت حرام                  اطاعت حاكم در معصيت هم واجب!!

امام بيرون از پرده                                                   امام در پس پرده

اصول دين صريح و روشن                                      اصول دين مبهم و گنگ

مبارزه با ظالم                                                    تسليم در برابر ظالم

ارزش احاديث به قرآن                                             ارزش قرآن به احادیث

مبارزه با نژاد پرستي                                              ترویج نژاد پرستي

دوري از گناه                                                          گناه به اميد شفاعت!!

علما، خادم الشريعه                                                علما، خادم الخرافات

نكاح با بيشتر از چهار زن ممنوع                               صيغه به تعداد دلخواه!!

مسجد                                                                        تكيه وحسینیه

قرآن                                                                               مفاتيح (اسم الکتاب مفاتیح الجنان)

اجتماع                                                                            انقطاع

دوستي صحابه                                                                لعن صحابه

زيارت كعبه                                                                     زيارات قبور

دين كامل شده                                                           در انتظار كامل شدن

پرستش خدا                                                                 پرستش اولياء خدا

نماز جمعه واجب                                                         دعاي ندبه واجب!!

شناخت اهل بيت                                                       ستايش اهل بيت

صدمه زدن به بدن حرام                                           زنجير و قمه زدن حلال!!

حقيقت اشخاص                                               غلو و بزرگ نمايي اشخاص

حسين(ع) براي الگو-                                                  حسين براي گريه

كمك به ستمديدگان                                      تظاهرات برای ستمديدگان

فراموشي كينه‌ها                                                     نو كردن كينه‌ها

گناه هميشه حرام                                                روز شهادت ائمه حرام!!

هر جامعه مسئول اعمال خود-                      گذشتگان مسئول بدبختي امروز!!

قرض الحسنه                                             سود تضمين شده (بخوانيد ربا)

شمشير عليه دشمن                                             قمه بر فرق خويش!!

صبر و شكيبايي                                                   فغان و گريه و بي تابي

إنا لله وإنا إليه راجعون                                            جزع و فزع و بي تابي

أولي الأمر منكم است                                   أولی الأمر من عندالله و غايب

امام از متقين                                               امامت در انحصار تعدادي

در پناه خدا                                                                در پناه معصومين

الحمدلله رب العالمین علی نعمت العقل

موفق باشید

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

روافض و بيت المقدس ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


   

  

(مسجد الاقصی کجا است؟ ) نام و آدرس کتابی است که علامه شیعه «جعفر مرتضی عاملی» آن را نگاشته است و در آن چنین آمده است: ((واقعیتهایی در خصوص مسجد الاقصی برای ما روشن گردیده که به طور قطع بیان می دارند که مسجد الاقصی در فلسطین واقع نمی باشد)) 

و اقوال و روایات زیادی را از مراجع و کتابهای سیره و تفاسیرگوناگون معتبر نزد شیعه‎ها را بیان می دارد که دال بر صحت تأویل او برای حادثه اسراء، و اینکه مسجد الاقصی مسجدی در آسمان می باشد!!!. 

چنانکه تصریح می دارد که مسجد الاقصی مسجدی است در آسمان بر خلاف اعتقاد عموم مسلمانان که می گویند مسجد الاقصی همان قدس است!! 

و (عاملی) در کتابش به نام ((الصحیح من سیرة النبی الاعظم))[1] می گوید) )هنگامی که عمر وارد بیت المقدس شد مسجدی درآنجا وجود نداشت چه رسد به اینکه نامش را اقصی بنهند))[2] ((و مسجد الاقصایی که اسراء (شب روی) به سوی آن واقع شد، و خداوند دور و بر آن را پر برکت و گرامی داشته است، مسجدی است در آسمان)
 



 

[1] برای تألیف این کتاب  نه اینکه این تأویلات  باطل و تردید آمیز در مورد جایگاه  مسجد الاقصی و اینکه آن مسجد در آسمان است را از او قبول نکردند بلکه از طرف ایران جائزه ویژه  را دریافت نمود، و از طرف ((احمدی نژاد)) رئیس جمهور ایران تکریم وتجلیل هم شد. 

[2] الصحیح من سیرة النبیی الاعظم(3/137)چاپ پنجم سال 1427 هـ-2006 م مرکز پژوهشهای اسلامی

دوستان اين كتاب را از اينجا 
داونلود كنيد  

موفق باشيد

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

تضاد ولايت فقيه با اسلام

         د. سعید صادقی

مفکوره «حکومت اسلامی» در مذهب شیعه نظریه‌ای است تازه که با فقه و بنای هیکل تشیع کاملا در تضاد است. حکومت اسلامی از دیدگاه مراجع و مخترعان آن عبارت است از حکومت ولایت فقیه آنگونه که آیت الله خمینی آنرا با سازی آرام مطرح ساخت سپس آیت الله خامنه‌ای با ارگ تندش آنرا شاخ و برگ داده با گزینه «ولایت مطلقه فقیه» که برگرفته از حقیقت فقه شیعه است مطرح ساخت. در آن ولی فقیه فردی است منصوب از جانب امام زمان، و اوامر خود را از او ـ که او بدور خود نائب بر حق خداوند بر اکوان و عالم است ـ می‌گیرد. و از هر گونه اشتباه و خطائی معصوم است.

این تفکر استیلائی و دیدگاه تقدس مآبانه که با نظریه‌های دوران سیاه کلیساها همخوانی دارد، حداقل در زمان ما که عقل بشریت بسوی آزادی فردی و احترام آراء دیگران گامها به پیش برده غیر قابل قبول بوده با عقل سلیم و منطق انسانی کاملا در تضاد است.

لطفا اين كتاب را از  اينجا   داونلود كنيد.

موفق باشيد.

۱ دیدگاه

دسته Uncategorized

مناظرة جعفر الصادق با روافض؟؟؟؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

بخش دوم: متن مناظرة امام جعفر صادق با یک رافضی

بسم الله الرحمن الرحيم

پروردگارا كمك كن

 

شيخ فقيه ابوالقاسم عبدالرحمن بن محمد بن سعيد انصارى بخارى در حاليكه من در سال 435هـ در مكه مكرمه كه خداوند حفاظتش كند-  بر او مى خواندم برايم حديث ﮔفت:

 فرمود: ابومحمد عبدالله بن مسافر به من خبرداده، فرمود: ابوبكر بن خلف بن عمر بن خلف الهمدانى به من خبر داده فرمود: ابوالحسن احمد بن محمد بن بازمه به من حديث ﮔفت، فرمود: ابو الحسن بن على الطنافسي به من حديث ﮔفت: فرمود: خلف بن محمد القطوانى به من حديث ﮔفت، فرمود: على ابن صالح به من حديث ﮔفت، فرمود: مردى از رافضه نزد جعفر بن محمد صادق عليه السلام آمد و گفت:

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته حضرت جواب سلامش را داد، مرد ﮔفت:

 1ـ يابن رسول الله بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم بهترين مردم كيست؟ جعفر صادق رحمة الله عليه فرمود: ابوبكر صديق رضى الله عنه ﮔفت: دليل اين امر ﭼيست؟ فرمود: ارشاد خداوند عزوجل:

(إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا) (التوبة:40)

«اگر او (پيامبر) را ياري نكنيد در حقيقت خداوند هنگامي به او ياري كرد كه كافران در حالي كه يكي از دو تن بود (از مكه) بيرونش كردند هگامي كه در غار بودند آنگاه كه به يار  خود مي گفت:: نگران مباش بي گمان خداوند با ماست پس خداوند آرامشش را بر او نازل كرد و او را با سپاهياني كه آنها را نمي ديدند».

پس چه كسى بهتر از آن دو نفرى است كه خداوند سومشان است؟ و آيا غير از پيامبر صلي الله  عليه و آله وسلم كسى از ابوبكر بهتر هست؟!.

2- رافضى ﮔفت: على ابن ابى طالب عليه السلام بدون نگراني و ناراحتى بر رختخواب رسول الله صلي الله عليه وآله و سلم خوابيد امام صادق فرمودند: ابوبكر نيز بدون نگرانى و ناراحتى با پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم همراه بود.

3- مرد ﮔفت…..

دوستان اين كتاب را از  اينجا  داونلود كنيد.

موفق باشيد.

۱ دیدگاه

دسته Uncategorized

سيستانی(سيستانكو) مرجعی از مراجع بزرگ روافض را بيشتر بشناسيم؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

ایا سیستانو کلمه زندیق و فاجر لایقش میشود ؟

دوستان این کتاب را از   اینجا   داونلود کنید.
موفق باشید.  

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

کوته بينی و زياده روی درباره علی رضي الله عنه؟

 

 

  

از دیر باز امت اسلام در بارة امیرالمؤمنین علی ÷ اختلاف کرده اند. «خوارج» و «نواصب» بر این عقیده اند که علی ÷ با قبول حکمیت در ماجرای «صفین» از اسلام خارج شده و نادانسته خود را از خلافت خلع کرده و با مسلمین به جنگ برخاسته است، و گروهی از موحدان را که خلافتش را نپذیرفته اند و به پیشوایی و امامتش اقرار نکرده اند، کشته است!.  

از دیگر سو پیروان مذهب امامیه معتقدند که علی ÷ به تصریح خدا و رسول به مقام والای امامت منصوب گردیده و از گناه و خطا معصوم و مبری است، بلکه در حق آن حضرت غلو کرده و گفته اند که علی ÷ و فرزندانش از «ولایت تکوینی» به طور مطلق برخوردارند و بر زمین و آسمان تسلط تام دارند!.  

هردو گروه به………؟؟؟  

در ضمن این کتاب به دو لغه عربی و فارسی ترجمه شده است.  

 دوستان عزیز این کتاب را از اینجا  داونلود کنید. 

موفق باشید. 

 

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

ایا بايد سه(3)وقت نماز بخوانيم??? 12(3)54

        بسم الله الرحمن الرحیم

اما این بار یک مطالبی را در اختیار دوستان میگذاریم بعنوان

ایا روافض با مسلمین در طریقه نماز به پا گذاشتن متفاوت یا فرق میگذارند! یا ایا اصلا ذکر اوفات  نماز در قران به ان اشاره ای شده است! یا ایا رسول اعظم صلی الله علیه و علی اله و صحبه وسلم چند وقت نماز میخواندند! یا خلفای راشیدین و اهل البیت رسول چگونه و چند وقت نماز و اذان از منابرشان به گوش میخورد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

میفرماید الله صبحانه و تعالی:

(حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ) (البقرة:238

الوسط لغةً: ما له طرفان متساويان. والأرقام من واحد إلى خمسة (1-2-3-4-5) يتوسطها الرقم (ثلاثة)، وصلاة العصر من بين الصلوات الخمس هي الصلاة التي رقمها (ثلاثة) من حيث الترتيب، وتقع بين الطرفين المتساويين: الطرف الأول صلاة الصبح وصلاة الظهر، والطرف الثاني صلاة المغرب وصلاة العشاء. كأصابع اليد الواحدة: الإصبع الوسطى فيها هي التي تحمل الرقم (ثلاثة) وتقع بين الطرفين المتساويين

روى ابن بابويه القمي عن أبي جعفر (ع) قال: في بعض القراءة: (حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى (صلاة العصر) وقوموا لله قانتين (في صلاة العصر)[1].

وروى القمي عن الحسن بن علي (ع) أنه قال: وأما صلاة العصر فهي من أحب الصلوات إلى الله عز وجل

وأوصاني أن أحفظها من بين الصلوات([2]).



 

[1] فقيه من لا يحضره الفقيه 1/125، ورواه الكليني أيضاً في فروع الكافي 3/271.

2 فقيه من لا يحضره الفقيه 1/137.

(کتاب: به لغه عربی است)(مولف :الشیخ الدکتور طه دلیمی )

لطفا این کتاب را از  اینجا   داونلود کنید.

 


نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

چرا سنی(وهابی) شدم؟…..ــــ.؟….ـــــ؟

ـــــــــــــ بسم الله الرحمن الرحیم ـــــــــــــــ

الحمدلله رب العالمین والصلات والسلام علی اشرف الخلق و المرسلین حبیبنا و قرت اعیننا محمد المصطفی و علی اله وصحبه وسلم اجمعین.

                                                                       فرق مسلم و کافر؟!!؟

لطفا این کتاب  نورانی را از  اینجا   داونلود کنید.

موفق باشید. 

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

چرا علي با صحابة بيعت كرد رضي الله عنهم اجمعين؟

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به شبه ای بنام بغض علی رضی الله عنه با صحابت الکرام رضی الله عنهم اجمعین

لطفا این کتاب را از  اینجا دونلود کنید.

موفق باشید.

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

جوابهاي نوراني دربارة عاشوراي حسيني؟

بسم الله الرحمن الرحیم

ردی بسیار قشنگ بر بدعتهای روافض از کتب خودشان!!!!!!!!

لطفا این کتاب را از  اینجا داونلود کنید.

موفق باشید.

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

خلفاي راشدين از ديدگاه علي رضي الله عنهم اجمعين

 

 

 

مولف: محمد عمر سربازی (رحمه الله)

 

ديدگاه های اميرالمؤمنين علی مرتضی(کرم الله وجهه)

 

 

برگرفته از نهج البلاغه واصول کافی کلينی درباره قرآن

 

 

 

 

الا انَ فيه علم ما يأتی والحديث عن الماضی و دواءُ دائکم

ونظم ما بينکم

«متوجه باشيد که در اين قرآن امور آينده واخبارگذشته

ودرمان بيماريهای شما ونظام تمام امور(دايردر حيات شما

 

از اعتقاديان گرفته تا عبادات ومعاملات) موجود است.»

 

 

 

 

.( نهج البلاغه ج 1 خطبه 157

لطفا این کتاب را از   اینجا      داونلود کنید…

موفق باشید

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

نگارشی بر منزلت صحابه از ديدگاه مفسرين تشيع

 

اهل تشيع در تعريف صحابه مي گويند:
كلمه ي ((صاحب)) (جمع آن ((صحب، اصحاب، صحاب، صحابه) به معني همدم، همراه، رفيق، يار و معاشر است و زماني آن را به كار مي برند كه دو نفر زمان نسبتاً درازي را در كنار هم به معاشرت با يكديگر گذرانيده باشند و اصولاً مصاحبت با طول زمان معاشرت ملازمه دارد.
و نيز در زمان رسول خدا صلى الله عليه وسلم به معاشران حضرتش ((صاحب رسول خدا)) و ((اصحاب رسول خدا)) مي گفتند و كلمه ي ((صاحب و اصحاب را بر كلمه ي ((رسول خدا)) اضافه مي كردند.
در زمان رسول خدا لفظ ((صاحب)) و ((اصحاب)) نامي خاص براي ياران رسول خدا صلى الله عليه وسلم نبود بلكه بعدها مسلمانان پيرو مذهب خلفا ياران پيامبر خدا صلى الله عليه وسلم را ((صحابي و اصحاب)) نام نهادند پس چنين نامگذاري از نامگذاريهاي مسلمانان و يا اصطلاح متشرعه است و ارتباطي به نامگذاري اسلامي ندارد. (ويژگيها و ديدگاههاي دو مكتب در اسلام، علامه سيد مرتضي عسگري، عطاء محمد سردارنيا (تهران، بعثت، 1373، ص 135-134

…….???

اما از نظـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر اهل سنت و جماعه ……

لطفا این کتاب را از  اینجا  داونلود  کنید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موفق باشید.

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

فرق رافضي با مسيحي؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

فقط ميگوییم الحمدلله علی نعمت عقل…

ایا اینها هیچ فرقی با حیوان دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

اهل بيت از نظر شيخ محمد بن عبدالوهاب رحمه الله

السلام علیکم ورحمت الله و برکاته

برادران کتاب قشنگی از شیخ محمد بن عبدالوهاب» کسی که  اساس قبر پرستی را ازبین برد و مردم را  عوض مرده و میت پرستی را به الله سبحانه وتعالی پرستی خواند و برای همین هم بعضی دجالان و تاجران به دین  پیدا میشوند و شده اند که شیخ مرحوم را با کلماتی زشت نشان و

دلیل :اگر قبر پرستی را به خدا پرستی تبدیل شود » اخوند حقه باز و مکار از کجا خمس و صاحب دختران مردم شود؟؟؟

منظور دکان اقا اخوند بسته و برای همین هم  حاضر به خدا پرستی نیستند و نمیشوند  الا من رحمه ربه

دوستان کتاب را میتوانید از  اینجا   کنید

موفق باشيد

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

چه کسانی حسين رضی الله عنه را شهيد کردند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم ورحمت الله تعالی و برکاته

برادران این بار   کتاب مختصر و مفید در مورد طاغیانی که حسین رضی الله عنه را شهید کردند …

وقتي زندگي سيدنا علي t را بررسي مي‌كنيم مي‌بينيم كه از شيعيانش(اهل كوفه) شكايت و گلايه دارد و مي‌گويد: همه ملتها از ظلم و ستم حاكمانشان در هراس هستند اما من از رعيتم بيم دارم! از شما خواستم به جهاد برويد نرفتيد! به سخنان شما گوش دادم اما شما به سخنانم توجه نكرديد! شما را اشكارا و پنهان دعوت دادم، ولي شما نپذيرفتيد! شما را نصيحت كردم قبول نكرديد!…..؟؟؟؟؟؟؟

دوستان میتوانند این کتاب را از  اینجا  داونلود کنند
 

موفق باشید

 

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

فضايل اهل بيت در كتب سنيها (وهابيها)؟

بسم الله الرحمن الرحیم

والصلات والسلام علی اشرف الخلق و المرسلین حبیبنا و قرت اعیننا محمد المصطفی و علی اله و صحبه وسلم اجمعین

دوستان کتاب بسیار مفید و قشنگی از فضایل اهل بیت از کتب وهابیها (سنیها) که عزیزان میتوانند انرا

از  اینجا    داونلود کنند.
موفق باشید

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

از شيعي حقيقي بشنويم(العلامة علي امين)؟

نظريه ولايت فقيه در آزمون مردود شده است» علامه الامين: «حوادث اخير، ولايت فقيه را از آسمان به زمين كشاند»

 علامه سيد على الامین، از مجتهدان جنوب لبنان در مورد رويدادهاى روز جمعه 18-9-2009 در مصاحبه با «جرس» گفت: چرا جمهوری اسلامی تمام تلاش سالهای پس از پیروزی انقلاب را برای نشان دادن چهره ای مقتدر از خود به دنیا، پس از انتخابات اخیر بر باد داده است؟» آیت الله سید علی الامین در مورد ولايت فقيه اظهار داشت: «مشکل از آنجا آغاز شد که حکومت ایران چنان درباره ولایت فقیه سخن گفت که انگار حکمی آسمانی و غیر قابل تردید است، در حالی که این نظریه یکی از آرای موجود است که البته موافقان چندانی ندارد تا آنجا که علامه محمد جواد مغنیه در نجف مى گفت کسی که قائل به ولایت فقیه به این شکل باشد یا جاهل است و یا قصد بدعت در دین را دارد». این فقیه لبنانی مى گويد: «از اول هم نظریه ولایت فقیه این نبود که ولایت شخصی در میان باشد و سخن درباره ی نیابت از معصوم بود و حوادث اخیر در ایران نتیجه یک انحراف و رفتار غیر عادلانه حکومتی است که خود را الهی خوانده و باب هر انتقادی را به روی خود بسته است». آيت الله الامين معتقد است كه: «این نظریه آزمون خود را پس داده است و در اجرا مردود شده است.» او می گوید:»گمان نمی کنم که مشکلات کنونی ایران [به راحتی] حل شود زیرا حکومت تصمیم گرفته است مردم را سرکوب کند و نمیداند که سرکوب مردم، مشکل را حل نخواهد کرد بلکه شکاف میان آنها و مردم را عمیق تر خواهد کرد». علامه تعجب می کند که «چرا جمهوری اسلامی تمام تلاش سالهای پس از پیروزی انقلاب برای نشان دادن چهره ای مقتدر از خود به دنیا را پس از انتخابات اخیر بر باد داده است؟» و مى افزايد»ما لبنانیها هم از گسترده شدن دامنه ی اختیارات ولی فقیه ایران به لبنان و سایر کشورها بسیار آسیب دیدیم اما حزب الله هیچ انتقادی را به دخالت ولی فقیه در امور داخلی لبنان نپذیرفت و نتیجه ی دخالت های او بدون آگاهی اش از مصالح مردم لبنان باعث شد عزت شیعه در لبنان که میراث امام موسی صدر بود ضربه بخورد و شیعیان تابعی از خارج معرفی شوند». علامه الامین، حوادث اخير و نفش ولايت فقيه در آن رابه اين شكل ترسيم مى كند كه: «حوادث اخیر ولایت فقیه را از آسمان به زمین کشاند و مردم ایران هم به دنیا نشان دادند که رهبری را غیر قابل انتقاد نمی دانند و با بلند کردن صدای اعتراض شان گفتند که این نوع حکومت ربطی به شیعه ندارد». اين مصاحبه پس از نامه اخیر آیت الله منتظری به علمای شیعه برای ابرازحساسیت نسبت به وقایع ایران صورت گرفته است. علامه الامین در حوزه علمیه نجف به اجتهاد رسیده و پس از قتل آیت الله سید محمد باقر صدر و تهدید دولت صدام به ایران رفته و مدت کوتاهی در حوزه علمیه قم تدریس کرده و سپس به لبنان بازگشته است. شیعیان صور و جبل عامل او را فقیهی متفاوت نسبت به تفکر سیاسی و ایدئولوژی «حزب الله» می شناسند؛ اگرچه برخی از روحانیون حزب الله از جمله سید عباس موسوی رهبر پیشین حزب الله روزگاری از شاگردان او بوده اند. نگاه انتقادی این فقیه لبنانی به جایگاه فقهی و سیاسی ولایت فقیه در مقالات مختلفی منتشر شده است

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

سولاتي كه روافض را حيران كردة است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

از سیصدو هندی سوال فقط دوتای انها مطرح میکنیم

1- از یک رافضی سوال میکنی ایا علی رضی الله عنه با ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم  شرعا بیعت کرده است یا عصمتا؟؟؟جواب ؟؟!!؟؟!!؟؟!!

2- ایا حسن رضی الله عنه با معاویه رضی الله عنه شرعا بیعت کرد یا عصمتا؟؟؟جواب ؟؟!!؟؟!!؟؟!!

اگر فرمودند  شرعا پس عصمت علی رضی الله عنه را نهی کردند و اگر فرمودند عصمتا  معنایش این است که به ان وحی نازل میشود و به اوامر الله سبحانه و تعالی پشت پا زده است علی رضی الله عنه – 

ان هم سه خلیفه و همچنین حضرت حسن رضی الله عنه

و حاشاهم الله

 

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

احمدي نجاد را بهتر بشناسيم؟

 

چرا بعضی از شیعه معروفند به روافض ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لطفا این کتاب را از  اینجا   داونلود کنید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موفق باشید

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

اية تطهير؟

خیلی وقتها یک رافضی رو میبینی با تاویل و تنقیص و تزیید به قران یک چیزی رو برای خودش میبافه اما

غافل از اینکه ….

لطفا این کتاب را از  اینجا  داونلود کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موفق باشید

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

روافض؟؟؟؟؟؟؟؟ تحريف قران و امام زمان (سردابكو)؟

coran1

دوستان این کتاب توصیه میکنم حتما بخوانید… (مولف دکتر عبدالرحیم ملازاده )امام زمان !!!!!

لطفا  اینجا    داون لود کنید

و همچنین کتاب دیگری با حجم 265 ک.ب درباره تحریف قران از زبان روافض حرف میزند

که میتوانید از اینجا  داونلود کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موفق باشید

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

رد بر شبهات روافض؟

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلات و السلام علی اشرف الخلق و المرسلین محمد المصطفی و علی اله و صحبه و من تبعهم الی یوم الدین.

rerd-1

دوستان حتما این کتاب را داونلود کنید خیلی قشنگ رد بر روافض و تناقضهایشان شده است

و تقریبا شامل بیشتر سولات و شبههای انها میشود

لطفا اینجا  کلیک کنید. 
موفق باشید

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

خلافت وامامت؟

view_imgw

مشخصات كتاب

نويسنده: حيدر علی قلمداران

نام كتاب: پاسخی کوتاه به دو پرسش مهم (پيرامون امامت و خلافت)

تيراژ: 5000

چاپ: اول

تاريخ: پاييز 1382

انتشارات: حقيقت

     en_haghighat@yahoo.com

 

 بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحيم

الحمد لوليّه و الصلاة على نبيه

 

دوست گرامي سلام بر تو باد! از من خواسته بودي نظر خود را در بارة اساس مذهب اماميه و همچنين فقه اماميه بطور اجمال بنويسم. اينك  در خواست ترا اجابت كردم و از خداوند متعال مسآلت مي كنم كه بفضل عظيم خود مرا از هر گونه تعصب جاهلانه باز دارد و از بصيرت و انصاف بهره مند فرمايد، و ميكوشم تا گفتارم موجز باشد. والله المستعان و عليه التكلان.

   1- بنيان مذهب إماميه در برابر ديگر مذاهب إسلامي بر اين اصل استوار است كه علي و يازده فرزندش از سوي خداوندY بوسيلة رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم به خلافت و وصايت آنحضرت انتخاب شده، پس شوراي مهاجرين و انصار براي انتخاب خليفه و امام مسلمين نامشروع و باطل بوده است! امّا اين ادّعا با نامة صريحي كه خود فرقة اماميه از عليu نقل كرده اند مخالفت دارد، چنانچه در نهج البلاغه نامه اي از عليu بدين صورت گزارش شده است:

(انه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر و عمر و عثمان علي ما بايعوهم عليه فلم يكن للشاهد أن يختار ولا للغائب أن يرد، و إنما الشورى للمهاجرين والأنصار فان اجتمعوا على رجلٍ و سموه إماما كان ذالك لله رضي فان خرج عن أمرهم خارجٌ بطعنٍ أو بدعه ردّوه إلى ما خرج منه فان أبى قاتلوهُ علي إتباعه غَيرَ سبيل المؤمنين…)

                                                 ( نامة ششم نهج البلاغه)

يعني:«گروهي كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند بهمان طريق با من بيعت كردند، پس كسي كه شاهد بوده نبايد ديگري را اختيار كند و كسي كه غايب بوده نبايد منتخب آنها را رد كند، و جز اين نيست كه شوري از مهاجرين و انصار است، بنابر اين اگر آنها بر مردي اتفاق كردند و او را امام ناميدند اين كار موجب رضاي خداست، پس كسي كه بسبب طعن و بدعت از امر ايشان بيرون رفت او را بر ميگردانند، اگر از برگشت خودداري نمود با او مي جنگند كه غير راه مؤمنان را پيروي كرده است». 

اين نامه علاوه بر نهج البلاغه در يكي از كتب معتبر و قديم شيعه نير ديده ميشود كه آن‹وقعة صفين› تأليف نصر بن مزاحم السفري متوفي 412 هجري قمري است كه اخيراً در ايران تجديد چاپ شده است كه در صفحة 29 آن همين نامه آمده، مفاد نامة مزبور با قرآن كريم نيز مي سازد، كه در سورة شريفة توبه ميفرمايد:

(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم )التوبة:100

يعني:«و پيشي گيرندگان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانيكه بوسيلة نيكوكاري از ايشان پيروي كردند خدا از همة آنان راضي شده و آنها نيز از خدا خشنودند و براي ايشان باغستانهايي مهيّا فرموده كه نهرها از زير درختان آنها روان است و هميشه در آنجا خواهند ماند و اين رستگاري بزرگي است».

   چنانكه ملاحظه ميشود در اين آية كريمه صريحاً به پيشي گيرندگان مهاجر و انصار وعدة بهشت داده است، و نيز در بارة امور آنها فرموده است:

(وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ) الشورى:38

 يعني:«وكارشان را بمشورت يكديگرانجام دهند».

اينك اگر عدّه أي بهشتي بشوري بنشينند و كسي را بعنوان پيشوا تعيين كنند، آيا اين كار مخالفت رضاي خداست؟ يا بقول عليu )كانَ ذلكَ للهِ رضي( شگفتا كه فرقة اماميه نه به آنچه خودشان از عليu روايت ميكنند توجّه كافي دارند و نه به آيات صريح قرآن!!

  در نهج البلاغه مينويسد، عليu فرمود:

(والله ما كانت لي في الخلافة رغبة ولا في الولاية إربة و لكنكم دعوتموني إليها و حملتموني عليها)(خطبة276 )

يعني:«سوگند بخدا من رغبتي به خلافت نداشتم و نيازي بولايت در من نبود شما مرا بسوي خلافت خوانديد و مرا بدان وادار كرديد».

اگر علي (ع) از سوي خدا Y براي خلافت و ولايت تعيين شده بود چرا ميل و رغبت نداشت و از آن روي گردان بود؟ آيا رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم هم به نبوت و رسالت خود بي ميل و بي رغبت بود؟!

اگر عليu از سوي خدا انتخاب شده بود چرا با ابوبكرtو عمرt بيعت كرد؟ چنانچه در كتب شيعة اماميه بدان تصريح شده است؟

(در كتاب غارات ثقفي و مستدرك نهج البلاغه و ديگر كتب اماميه آمده).

بعنوان نمونه در ‹الغارات› اثر ابو إسحاق ثقفي ‹متوفي 283 هجري› ميخوانيم: كه عليu پس از قتل محمد بن ابي بكر نامه اي بياران خود در مصر نوشت، ضمن آن نامه از خلافت ابوبكرt ياد كرده مينويسد: (فمشيت عند ذالك إلي أبي بكر فبايعته) ‹الغارات جزء اول ص 204›

يعني:« در آن هنگام بسوي ابوبكر رفتم و با او بيعت كردم».

و در بارة عمرt مينويسد:(تولى عمر الأمور و كان مرضي السيرة ميمون النقيبة)‹صفحة207›

يعني:«عمر كارهاي خلافت را بعهده گرفت و پسنديده سيرت و فرخنده نفس بود».

(قال الجوهري في الصحاح: فلان ميمون النقيبه، اذا كان مبارك النفس)

اينها مضمون نامه هاي عليu است كه علاوه بر اهل سنّت خود شيعه آنها را نقل كرده و قدماي اماميه بدانها تصريح نموده اند.

          آيا عليt با غاصب بيعت ميكند؟ آيا بيعت بخلافت ابوبكرt از سوي كسي كه خداوند متعال او را خليفه كرده است صحيح است؟ آيا عليt از ظالم و غاصب تعريف و تمجيد مينمايد و او را پسنديده سيرت و فرخنده نفس ميشمارد؟! پس چرا از خداY نمي ترسند و انصاف پيشه نمي كنند؟ در كتاب ‹الصفين› آمده كه عليu دربارة ابوبكرt و عمرt گفت:

(أحسنا السيرة و عدلا في الأمة)‹ص201›

يعني:«آن دو رفتار نيكو داشتند و در ميان امّت بعدالت رفتار كردند».

  امّا شيعة اماميه ميگويند: آن دو غاصب و ظالم بودند، پهلوي فاطمة زهرا را شكستند!!

اما اگر ادّعاي شيعة اماميه را به قرآن عرضه كنيم مي بينيم قرآن دربارة مهاجرين ميفرمايد:

«اگر به آنها در زمين قدرت دهيم نماز بر پاي ميسازند و زكات ميدهند و امر به معروف و نهي از منكر مينمايند».

ولي شيعه ميگويد چون خدا به ايشان قدرت داد، خلافت عليu را غصب كردند و ظلم نمودند و فاطمه را آزردند! خداي متعال در سورة حج ميفرمايد:

(الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ ………الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُور) (الحج40/41)

آيا ما دست از نامه هاي موثق عليu و آيه هاي قرآن برداريم و ادّعا هاي اين و آن را باور كنيم و در ميان امّت اسلام اختلاف اندازي و فرقه بازي راه بيندازيم؟ مگر خداوند نمي فرمايد:(وَلاَ تَفَرّقوا)«پراكنده نشويد». مگر عليu در نهج البلاغه نگفته است:

(والزموا السواد الأعظم فان يد الله مع الجماعة و إياكم و التفرقة)‹خطبة147›               

يعني:«از سواد اعظم و اكثريت مسلمانان جدا نشويد كه دست خدا با جماعت است و از تفرقه بپرهيزيد».

شگفتا آنروز كه مسلمين به در خانة عليu ريختند و خواستند كه با آنحضرت بيعت به خلافت كنند ، فرمود:(دعُوني و التمسوا غيري)‹خطبة 91›

يعني:«مرا رها كنيد و غير مني را براي اينكار بخواهيد».

سر انجام با إصرار زياد راضي شد. آيا اگر خدا او را بخلافت انتخاب كرده بود اين استنكاف براي چه بود و چرا وظيفة خدايي خود را بعهده نمي گرفت؟ چرا بتصريح كتب شيعه پشت سر خلفا نماز ميخواند؟ چنانچه در ‹وسائل الشيعه› مينويسد:

(قد أنكح رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم، و صلَّى عليu وراءهم)

 يعني:«رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم با ايشان ‹خلفا› منا كحت نمود (دختر ابوبكرt و عمرt را گرفت و دو دختر خود را به عثمانt داد) و عليu پشت سر آنها نماز خواند».

‹وسائل الشيعه چاپ سنگي كتاب الصلاة ص 526›

چرا عليu بقول اماميه ستمگران و ظالمان و بدعت گذاران را تأييد ميكرد، آيا همة اينها براي تقويت اسلام بود؟!!

وانگهي چرا از‹ 12› امام در قرآن نام و وصفي نيست ولي از أصحاب كهف و ذو القرنين و لقمان و هارون و غيره ……… بتفصيل سخن آمده است؟ آيا كتاب هدايت بايد آنچه را كه قرنها ماية اختلاف امّت ميشود فروگزارد و دربارة گذشتگان سخن بگويد؟ آخر انصاف شما كجا رفت؟

بارها ديده ايم كه علماي اماميه (هداهم الله تعالى الى الحق) به حديث غدير استشهاد مي كنند كه عليu از سوي رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم به خلافت انتخاب شده در حاليكه رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم بمناسبت اختلافي كه عدّه اي با عليu پيدا كرده بودند‹1› در ميان راه نه در مكه و مدينه، از ولايت يعني از محبّت او سخن گفت نه از خلافت او! بدليل اينكه فرمود:(من كنت مولاه فهذا علي مولاه)

سپس قرينه آورده :( اللهم وال من والاه و عاد من عاداه)

يعني:«بار خدايا دوست بدار كسي را كه علي را دوست ميدارد ودشمن بدار كسي را كه علي را دشمن ميدارد».

دوستي و ياري چه ربطي به خلافت دارد؟ مولي بمعناي كسي است كه بايد او را دوست بداريم نه خليفه و وصي.

اساساً از كجا ثابت شده كه مَفعَل بمعناي اَفعَل آمده تا معلوم شود ءمولي) به معناي ءاولي) است؟ مگر در قرآن نداريم:

(فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُم..)       (الأحزاب:5)

يعني:«اگر پدران ايشان را نشناختيد آنها را برادران ديني و موالي خويش بدانيد»

مگر در سورة تحريم نيامده:

(.. فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ)   (التحريم:4)

 يعني:«خدا مولاي پيامبر است و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته».

آيا مولي به معني سر پرست آمده و مؤمنان سر پرست پيامبراند؟

شگفتا چرا صحابة رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم كه مخاطب اين كلمات بودند چنين مفهومي را كه اماميه ادّعا دارند از خطبة غدير نفهميدند، ابن عساكر از نوادة عليu يعني حسن مثني نقل كرده كه:

(قيل: ألم يقل رسول الله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم من كنت مولاه فهذا علي مولاه؟ فقال بلى! ولكن والله لم يعن رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم)

(بذالك الأمارة و السلطان و لو أراد ذالك لأفصح لهم به فإن رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم كان أفصح المسلمين و لو كان الأمر كما قيل ،لقال رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم: يا أيها الناس هذا ولي أمركم و القائم عليكم من بعدي فاسمعوا له و أطيعوا، والله لئن كان الله و رسوله اختارا عليّا لهذا الأمر و جعله القائم للمسلمين من بعده، ثم ترك عليّ أمر الله و رسوله لكان عليّ أول  من ترك أمر الله و رسوله).

(روايت/الحافظ ابن عساكر في تاريخه عن نفيل بن مرزوق عن الحسن بن الحسن)

 

يعني:«از حسن مثني فرزند حسن بن عليu پرسيدند: آيا رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم نگفت: من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه؟ پاسخ داد، آري امّا سوگند بخدا قصد پيامبر از اين سخن امارت و سلطنت نبود و اگر مقصودش اين بود با كمال وضوح آنرا ادا مي كرد، زيرا كه رسول اَللهr فصيح ترين افراد نسبت به مسلمانان بود و اگر مرادش خلافت بود، ميفرمود: اي مردم اين علي فرماندار شما و قائم بر امور شما بعد از من است. پس سخن او را بشنويد و از وي اطاعت كنيد. بخدا قسم اگر خداY و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم عليu را براي حكومت انتخاب كرده بودند و او را زمامدار مسلمين مينمودند، و سپس عليu فرمان خداY و رسولe را ترك كرده با خلفا بيعت مينمود در آن صورت نخستين گناهكار و نافرمان از امر خداي متعال و رسول اَلله r او بود.»

ملاحظه كنيد نوادة خود عليu چگونه قضاوت ميكند، و آنوقت گروهي از عليu و فرزندانش جلو مي افتند، و نامه هاي او را كه خودشان نقل كرده اند به تأويل مي برند و سخنا نش را تحريف مي كنند و به آثار فرزندانش توجّه نمي كنند؟ تا آراى خود را به كرسي بنشانند و نسبت ضلالت به اكثريت مسلمين از صدر اسلام تا كنون بدهند. آيا از پاسخگويي در قيامت نمي ترسند؟!! 

گاهي استدلال مي كنند كه در صحيح بخاري آمده است كه پيامبرr فرمود:

(ايتوني بدواة و قرطاس أكتب لكم كتاباً لن تضلّوا بعدي أبدا)

يعني:«دوات و كاغذ براي من بياوريد تا چيزي براي شما بنويسم كه هرگز پس از من گمراه نشويد».

آنگاه گويند چون عمر بن الخطابt گفت: (حسبنا كتاب الله)يعني:«كتاب خدا براي ما كافي است». و پيامبرr از نوشتن صرف نظر كرد. در حاليكه بنظر اماميه رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم قصد داشت دربارة خلافت عليu چيزي بنويسد:

پاسخ اينكه: اولاً رسول خدا r امّي بود و خط نمي نوشت ولي در اين روايت آمده:

)اكتب لكم(يعني تا براي شما بنويسم، و اگر مقصود آن بود كه بگويم ديگران براي شما

بنويسند، ميفرمود:)املي عليكم( يعني براي شما املا كنم.)   

ثانياً بر طبق اين روايت پيامبرr -معاذ الله-پاية گمراهي را تا ابد در ميان امتش نهاد زيرا فرمود: بنويسم و هرگز ننوشت! يا اينكه قرآن مجيد فرمود:
(ِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسلام دِيناً) (المائدة:3)

يعني:«امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم»،

ثانياً اگر اين امر به دستور خدا بود، چگونه ميشود گفت كه پيامبرr دستور خداY را به خاطر مخالفت عمرt ترك كرد؟!

          چهارم بنابر آنكه حديث كاملاً صحيح و بدون اشكال باشد بهر صورت رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم چيزي ننوشت و جانشين تعيين نكرد، پس فرقة اماميه چرا بر سر كاري كه انجام نشده با امّت اسلاميه به مخالفت بر خاسته و به سايرين نسبت گمراهي و ضلالت ميدهند؟!

      پنجم از كجا ميدانند كه پيامبر اكرم r در صورتي كه نامه أي مينوشت، 12- امام از خاندانش را براي امامت تعيين ميفرمود مگر ايشان علم غيب دارند و از ما في الضمير رسول اللهr آگاهند؟!

    ششم اگر آقايان به صحيح بخاري اعتماد دارند پس چرا اين حديث را كه پيامبرr با ابوبكرt و عمرt و عثمانt به بالاي كوه احد رفتند و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم

اشاره بكوه فرمودند:(فليس عليك الا نبي و صديق و شهيدان)

يعني:« بر بالاي تو جز پيامبر و صديق راست كردار و راست گفتار و دو شهيدءكساني كه در راه خداU بقتل مي رسند.) كسي ديگر نيست».

‹صحيح بخاري، جزء الخامس، كتاب الفضائل صفحة 19›  نمي پذيرند؟!!

ميگوئيد دربارة عليu روايات بسياري داريم كه بايد از آنها تبعيّت كنيم. گوئيم: دربارة ابوبكرt و عمرt نيز روايات بسيار آمده مبني بر اينكه بايد آن دو را تبعيّت كرد، و اين روايات قابل جمع اند و منافات با هم ندارند مثل آنچه از رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم مروي است كه فرمودند:

(اقتدوا باللذين من بعدي أبي بكر و عمر) يعني:«پس از من به ابوبكر و عمر اقتدا كنيد ».

يا فرمودند: (إني لا ادري ما بقائي فيكم فاقتدوا باللذين من بعدي، و أشار إلی أبي بكر و عمر)

يعني:«من نمي دانم كه چند روز ميان شما ميمانم پس از من به اين دو تن اقتدا كنيد ءو به ابوبكرt و عمرt اشاره فرمودند».

اين حديث را ترمذي در صحيح خود آورده و ديگران نيز به اسناد گوناگون نقل كرده اند.

البته ما فضائل عليt و اهل البيت را انكار نمي كنيم و حتي برتري عليt بر ديگر خلفاy را رد نمي نمائيم. اما موضوع انتخاب آن حضرت از سوي خداY براي خلافت امري ديگر است كه با آثار موثق خود عليu از طريق شيعية اماميه نمي سازد،تا چه رسد به آثاري كه اهل سنت روايت كرده اند.

بعنوان نمونه علاوه بر آنچه گفته شد مسعودی كه علماي اماميه او را از خود ميدانند در جزء دوم از كتاب مروج الذهب در صفحة 412 مينويسد:

(دخل على- عليّu  الناس يسألونه، فقالوا يا أمير المؤمنين ارايت إن فقدناك و لا نفقدك أنبايع الحسن؟ قال: لا آمركم ولا أنهاكم و انتم أبصر.)

يعني:«مردم در زمان خلافت عليu و پس از ضربت خوردن آنحضرت، بر عليu وارد شدند و پرسيدند: اي امير مؤمنان به ما خبر ده كه اگر ترا از دست داديم، و خداU كند كه از دستت ندهيم، آيا با حسن فرزندت بيعت كنيم؟ عليu فرمود: من نه به شما امر ميكنم كه بيعت كنيد و نه شما را از اينكار نهي مي نمائم. شما به كار خود بيناتريد».                                      

باز در صفحة 414 مينويسد، مردم به عليu گفتند:

(إلا تعهد يا أمير المؤمنين؟ قال: ولكني اتركهم كما تركهم رسول اَلله صَلی الله عَليه و آله وَ سَلّم).

يعني:«اي امير مؤمنان آيا عهد خلافت را به كسي واگزار نميكني؟ فرمود: نه . ليكن ايشانرا ترك ميكنم همچنانكه رسول اَللهr  آنها را ترك كرد و كسي را بخلافت نگماشت».

اين آثاري است كه شيعة اماميه در كتب تاريخ و حديث خود شان از عليu آورده اند. و نظاير همين آثار را اهل سنت و شيعة زيديه نيز از آن حضرت نقل كرده اند. مانند آنچه احمد بن حنبل در مسند جلد 1 صفحة 130 رقم 1078 آورده است كه مضمون ما را بازگو ميكند، و همين آثار كه خود اماميه ناقل آنند حجّت ما بر ايشان نزد پروردگار است.

مانند آنچه در مستدرك وسائل الشيعه و بحار الانوار مجلسي آورده اند كه عليu فرمود:  

(ولواجب في حكم الله و حكم الإسلام علی المسلمين بعد ما يموت إمامهم أو يقتل ضالاً كان أو مهتدياً، مظلوماً كان أو ظالماً، حلال الدم أو حرام الدم إن لا يعملوا عملاً و لا يحدثوا حدثاً و لا يقدموا يداً أو رجلاً ولا يبدوا بشي قبل إن يختاروا لأنفسهم(در بحار الأنوار-لجميع أمرهم) إماما عفيفاً عالماً عارفاً بالقضاء و السنة)

‹ كتاب مسلم بن قيس ص171 چاپ نجف و جلد 11 بحار الانوار چاپ كمپاني ص 513›

يعني:«در حكم خدا Y و اسلام بر مسلمين واجب است  پس از اينكه امامشان مُرد يا كشته شد، خواه گمراه باشد يا راه يافته، مظلوم باشد يا ظالم، خونش حلال باشد يا حرام، در هر صورت واجب است كه مسلمين هيچ عملي انجام ندهند و كاري نكنند و دست بجلو نبرند و پاي فرا پيش ننهند و عملي را شروع نكنند مگر آنكه پيش از هر كاري براي خودشان امامي انتخاب نمايند كه عفيف و دانشمند و آگاه از قضا و سنت باشد».

در اينجا هم  چنانچه ملاحظه ميشود علي u امامت را امري اختياري و انتخابي مي شمارد نه انتصابي و تعين شده از جانب خداY.

از اينها گذشته چطور بقول اماميه 77000 تن در غدير خم فهميدند كه عليu از سوي خداوندY بخلافت پيامبرr  انتخاب شده ولي همه سكوت كردند و خلافت ابوبكرt را پذيرفتند؟!    آن هم پس از گذشت كمتر از دو ماه؟!

آيا مهاجرين اوليّه كه خدا در سورة توبه آية100 وعدة بهشت به ‌آنها داده همه كافر شدند؟! گيرم كه مهاجرين- معاذ الله- مرتد گشتند، و امر خداU و نصب رسول خدا rرا ناديده گرفتند، آيا انصار كه سودي از آن ميان نبردند و خليفه از آنان انتخاب نشد، چرا سكوت كردند و چرا به حكم خداY و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم نرفتند و با عليu بيعت ننمودند؟ مگر ايشان نبودند كه پيامبرr را پس از اينكه قومش قصد جان او را نمودند، ياريش دادند؟ مگر اينها آنهمه جانفشاني در راه اسلام نكردند؟ مگر خداY دربارة ايشان در قرآن نفرمود:

(ِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ  )الأنفال:74

 

يعني:«كساني كه به مهاجرين مأوي و مسكن دادند و ايشان را ياري كردند حقَاً مؤمن هستند و براي ايشان آمرزش و روزي پسنديده اي در آخرت مقررشده است».

          1-آيا اين مؤمنان حقيقي همگي بدون دليل و بدون نفع دنيا و آخرت فرمان خدايU و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم را مبني بر خلافت عليu را كنار گذاشتند؟! آيا مي توان همة اين دلايل واضح را ناديده انگاشت؟!!(لقد وضح المقال إن استفادوا و لكن أين من ترك العناد)؟!!يعني: براستي گفتار روشن است اگر گوش دهند و استفاده كنند ليكن كجاست آنكه لجاجت و دشمني و تعصب بيجا را ترك كند.

          2- ادّعاي دوم شيعة اماميه آنست كه اهل البيت پيامبرr از هر گونه سهو و خطا و فراموشي معصوم اند و بهيچ وجه اشتباه در آراء ايشان راه ندارد، و لذا مسلمين بايد در امور فقهي و تفسيري از ايشان تبعيّت كنند و جز به آثار آنها كه در كتب حديث اماميه آمده بچيز ديگري متمسّك نشوند.

اين ادعا نيز از چند جهت خطا است:

          اول آنكه پيامبرr كه بتصديق اماميه و ديگران از همة افراد خاندانش مقام بالاتر داشت، از اشتباه و خطا مصون نبودند، چنانچه بنقل قرآن اين موضوع ثابت مي شود. خداي تعالي خطاب به پيامبرr  ميفرمايد: (لِمَ أذنت لَهُم) التوبه 43«چرا به ايشان اجازه دادي»؟!

بازY ميفرمايد: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكٌَ) (التحريم:1)

يعني:«اي پيامبر چرا چيزي را كه خدا براي تو حلال كرده است بر خود حرام مي كني و از اين راه خشنودي همسرانت را ميجويي؟

اين قبيل آيات در قرآن مجيد نشان ميدهند كه پيامبرr گاهي دچار اشتباه هم مي شده است و به كساني اجازه ميداده كه از جنگ تخلّف كنند يا به خاطر رضاي همسرانش خود را به سختي مي افكنده است و از امر حلالي خود را محروم مي ساخته است.

          ولي فرق پيامبرr با ديگران در اين بود كه خداي سبحان او را از اشتباهش آگاه ميفرمود و به اصلاح دستور ميداد، ، امّا اين نوع ارتباط ميان خداY و غير پيامبرr نبود. لذا آنها اشتباه مي كردند امّا چون مقام نبوت نداشتند خداY آنها را بوسيلة وحي مطلع نمي كرد و خاندان پيامبرr هم شامل همين حكم ميشدند و اشتباهاتي در تاريخ از آنها نقل شده كه خواهد آمد.

دوّم آنكه آياتي صريح در قرآنِ الكَريم آمده كه نسبت نسيان و فراموشي به رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم ميدهد. از قبيل:

(ُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ) الكهف:24)

يعني:«خدايت را ياد كن چون دچار فراموشي شدي». كه در سورة كهف آمده و به اتفاق مفسّران رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم به مشركان مكّه كه دربارة أصحاب كهف سؤال كرده بودند، وعده داد فردا پاسخ شما را از پيك وحي ميگيرم ولي گفتن (انشأ الله) را از ياد برد، و وحي الهي براي تربيّت رسول خد اr مدتي نيامده و پس از تأخير چنين نازل شد كه:

(وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَداً إلا أن يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيت) الكهف:23و24

يعني:«در هيچ موردي مگو كه من آنرا فردا انجام ميدهم مگر آنكه بگوئي: اگر خدا بخواهد و خداي خود را بياد آور چون فراموش كردي».

در اين صورت اهل بيت پيامبرr چگونه از همه نوع فراموشي يا اشتباه مصون بودند؟

مگر خداي تعالي به پيامبرش نفرمود:

(وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) (الأنعام:68)

يعني:«اگر شيطان ياد مرا از ياد دل تو فراموش كرد بعد از ياد آوري مجدد من، ديگر با ظالمان منشين».

سوم آنكه آثار تاريخي نشان ميدهند كه براي اهل بيت اشتباهاتي پيش مي آمده است چه در موضوعات و چه در احكام.

به عنوان نمونه در نهج البلاغه نامه اي از عليu آمده به فرماندار خود در شيراز يعني منذر بن جارود عبدي، نوشته است، عليu در اين نامه مي نويسد:

(إما بعد، فإن صلاح أبيك غرني منك و ظننت أنك تتبع هديه و تسلك سبيله)

(نامة شماره‌:71)

يعني:«شايستگي پدرت مرا دربارة تو فريب داد و گمان كردم كه دنبال هدايت او ميروي و از طريقي كه پدرت رفت رهسپار مي شوي».

ومنذر بن جارود كسي بود كه عليu دربارة وي اشتباه كرد او را به حكومت شيراز فرستاد و او هم 4000 درهم از بيت المال را تصرف كرده بنزد معاويه گريخت چنانچه شارحين نهج البلاغه نوشته اند.

مي بينيد كه اشتباهي رخ داده ولي خداوندY فرشته اي نازل نفرمود و به عليu وحي نكرد و او را از خيانت منذر بن جارود خبر نداد بلكه پس از گريختن وي عليu از حال او، به تاراج رفتن اموال مردم آگاه شد.

شاهد ديگر آنست كه در تهذيب الأحكام شيخ طوسي كه از كتب اربعة شيعه است، در جزء سوم صفحة 40 ءچاپ نجف) مينويسد:  

(صلى عليu على الناس على غير طهر و كانت الظهر ثم دخل، فخرج مناديه: إن أمير المؤمنين صلى على غير طهر فأعيدوا فليبلغ الشاهد الغائب)

يعني:«عليu نماز ظهر را بدون وضو خواند پس داخل منزل شد، آنگاه منادي آن حضرت بيرون آمد و إعلام كرد كه امير مؤمنان بدون وضو نماز خوانده و نمازتان را اعاده كنيد و حاضر به غائب ابلاغ كند».

بنابر اين فراموشي و سهو حتي در أعمال ديني اهل بيت راه داشته است.

محمد بن إدريس حلي از أعلام شيعة اماميه در صفحة 484 از كتاب السرائر از فضل روايت كرده است كه: (ذكرت لأبي عبدالله u السّهو فقال و يفلت من ذالك احد؟ ربما أقعدت الخادم خلفي حتى يحفظ علي صلواتي)

يعني:«نزد ابو عبدالله صادقu از سهو سخن گفتم، فرمود: مگر ممكن است كسي از سهو بر كنار ماند؟ بسا ميشود كه من خدمتكار خود را پشت سرم مي نشانم تا حساب نماز مرا نگاه دارد».

در كتب علماء و تواريخ شيعة اماميه مضبوط است امام حسنu با پدر بزرگوارش در مسائل سياسي و ديني اختلاف داشت، اگر بگوئيم حق با امام حسنu بود، در آن صورت پدرش يعني امام عليu اشتباه مي كرده و اگر گفتيم حق با پدر بوده، پسر خطا كرده است. اينك به نقل روايت توجه كنيد:

دينوري (متوفي282هـ ) در كتاب أخبار الطوال بمناسبت حركت عليu براي جنگ جمل در صفحة 125 از كتاب خود مينويسد:

(فدنا منه الحسن فقال يا آبت أشرت عليك حين قتل عثمان وراح الناس إليك وغدوا وسألوك إن تقوم بهذا الامر إلا تقبله حتى تأتيك طاعة جميع الناس في الآفاق و أشرت عليك حين بلغك خروج الزبير و طلحة بعايشة إلى البصرة إن ترجع إلى المدينة فتقيم في بيتك، و أشرت عليك حين حوصر عثمان إن تخرج من المدينة فإن قتل، قتل و أنت غائب فلم تقبل رأيي في شيء من ذالك). 

يعني:«امام حسنu به عليu نزديك شد و گفت: اي پدر هنگامي كه عثمان كشته شد و مردم صبحگاه بسوي تو آمدند و از تو در خواست كردند كه خلافت را بر عهده بگيري من به سوي تو اشاره كردم كه قبول نكني تا همة مردم در تمام آفاق از تو اطاعت كنند و نيز هنگامي كه خبر خروج طلحه و زبير با عائشه بسوي بصره به تو رسيد، اشاره كردم كه به مدينه باز گردي و در خانه ات بنشيني، و همچنين هنگامي كه عثمان محاصره شد، به تو اشاره نمودم كه از مدينه خارج شوي پس اگر او كشته شد در حالي كشته شده كه تو در مدينه نبودي و تو در هيچيك از اين امور رأي مرا قبول نكردي».

          آيا مي توان گفت امام حسنu از هر خطايي معصوم بوده و با وجود اين عليu رأي او را نمي پذيرفته است؟ البته خير! لذا عليu به او چنين پاسخ مي دهد:

(فقال عليu :أما انتظاري طاعة جميع الناس من جميع الآفاق، فإن البيعة لا تكون إلا لمن حضر الحرمين من المهاجرين و الأنصار فإذا رضوا و سلموا وجب على جميع الناس الرضا و التسليم. و أما رجوعي إلى بيتي و الجلوس فيه فإن رجوعي لو رجعت كان غدراً بالأمة و لم آمن إن تقع الفرقة و تتصدّع عصا هذه الأمة و أما خروجي حين حوصر عثمان فكيف أمنني ذالك؟ و قد كان الناس أحاطوا بعثمان فاكفف يا بني عما أنا اعلم به منك)

يعني:«عليu پاسخ داد: اما دربارة انتظار من كه همة مردم در تمام آفاق اطاعتم كنند، بيعت تنها حق كساني است از مهاجرين و انصار كه در حرمين (مكه و مدينه) حضور دارند و چون آنان راضي و تسليم شدند واجب است كه همة مردم راضي و تسليم گردند. و امّا بازگشت من بخانه و نشستنم در خانه، اينكار را اگر انجام ميدادم، نيرنگ و مكري دربارة اين امت انجام داده بودم و آسوده خاطر نبودم از اينكه تفرقه بيفتد و اين امّت وحدتشان به پراكندگي تبديل شود. و اما خروج من از مدينه هنگامي كه عثمان محاصره شده بود چگونه براي من امكان داشت در حاليكه من نيز محاصره بودم ءمانند عثمانt مورد احاطة مردم قرار گرفته بودم.) پس اي پسر جانم خود را از سخن گفتن دربارة امري كه من به آن از تو دانا ترم باز دار(و اعتراض مكن).

نظير همين اعتراض و سؤال و جواب در مصادر شيعة اماميه نيز بتصريح آمده چنانكه در كتاب مجالس شيخ مفيد و بحارالانوار مجلسيءجلد8 صفحة353) ميخوانيم كه: امام حسنu به امير مؤمنانu گفت:

(اخرج من المدينة و اعتزل فإن الناس لابد لهم منك و إنهم ليأتونك و لو كنت بصنعاء أخاف أن يقتل هذا الرجل و أنت حاضره)  

يعني:«اي پدر از مدينه بيرون برو و از مردم كناره گيري كن، پس مردم ناگزير از تو هستند و بسراغ تو خواهند آمد، هر چند تو در صنعاء(مركز يمن)  باشي و من مي ترسم كه اين مرد (عثمانt) كشته شود، در حاليكه تو در مقتل او (مدينه) حاضر باشي».

عليu در جواب فرمود:

(يا بني أخرج من دار هجرتي؟ و ما أظن أحداً يجترئ علي هذا القول؟!)

يعني:« اي پسر جان آيا من از سراي هجرت خود بيرون روم؟ گمان نمي كنم (كسي جرأت كند چنين تهمتي بمن بزندءكه موجب كشتن عثمان شده ام).

و ديديم ظن عليu در اين باره اصابت به واقع نكرد و متأسفانه اين تهمت ناروا را به او زدند.

باز شبيه همين اثر را در امالي شيخ طوسي از اساطين اماميه در صفحة 51 مي خوانيم و همه دلالت دارند بر اينكه خطا و اشتباه در اهل بيت پيغمبرr راه مي يافته است.

          يكي ديگر از ادلّه اي كه بر اين معنا گواه است آثار متناقضي است كه در كتب فقهي شيعة اماميه از ائمّه نقل شده است بطوريكه نتوانسته اند يكي از آنها را حمل بر تقيه بكنند زيرا چيزي نبوده كه ماية بيم و هراس و تقيه از مخالفان باشد، مانند دو خبر متناقض كه يكي از امام جعفر صادق u و ديگري از فرزندش امام موسي u نقل شده است بشرح زير:

در كتاب الطهاره از وسائل الشيعه از شيخ حرّ عاملي (صفحة 210 چاپ سنگي) آمده است: محمد بن يعقوب كلينيي از علي بن ابراهيم از پدرش از ابي عمير از حفص بن البختري از جميل بن دراج از ابي عبدالله الصادقu در زيارت قبور روايت كرده اند كه گفت:

(إنهم يأنسون بكم فإذا غبتم عنهم استوحش) روايت ديگر: (محمد بن علي بن حسين ابن بابويه) به اسناد از صفوان ابن يحيي كه گفت:

(قلت لأبى الحسن موسى بن الجعفر: بلغني إن المؤمن إذا أتاه الزائر انس به فإذا انصرف عنه استوحش فقال لا يستوحش)

مفاد روايت اول اينكه امام صادقu گفتند كه وقتي شما بزيارت قبور مي رويد (مراد ديدار قبور مؤمنان است چرا كه از زيارت قبور كفار و دعا براي آنها نهي شده) آنها بشما انس ميگيرند و وقتي از آنها غايب شديد بوحشت مي افتند!!

ومفاد روايت دوم آنست كه: امام موسي بن جعفر گفتند: چون از زيارت قبور مؤمنين برگشتيد آنها بوحشت نمي افتند!

اين قبيل روايات مجموعاً ميرساند كه ائمه آراى گوناگون و متضادي داشتند پس خواه نا خواه همة آراى آنها نمي تواند صحيح باشد.

داستان اختلاف امام حسين u با امام حسنu بر سر ماجراي صلح با معاويه در ميان شيعه و سني معروف است ودر كتب فريقين آمده است 2  و بر اشتباهي از آن دو بزرگوار دلالت دارد.

در اينجا شيعة اماميه استدلال ميكنند به آية شريفة تطهيركه:

(ُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا) (الأحزاب:33)        

و ادّعا دارند كه بدليل اين آيه اهل بيت رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم از هر نوع خطا و اشتباه مصون بودند!

          جواب آنست كه اولاً خود رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم بنص قرآنِ الكَريم گاهي اشتباه مي كردند پس چگونه اهل بيتش از او جلو افتاده اند؟

          ثانياً آية مزبور از رفع پليدي دربارة اهل بيت سخن ميگويد و خطا و اشتباه پليدي نيست، پليدي از گناه و معصيت پديد مي آيد.

          ثالثاً آية مزبور از ارادة تشريعي خداY در رفع پليدي اهل بيت سخن ميگويد نه از ارادة تكويني حق كه جبر لازم آيد. و اين نوع اراده براي طهارت دربارة عموم مؤمنان نيز آمده است واختصاص به اهل بيتِ پيامبرr ندارد. چنانچه ميفرمايد:

( وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ) (المائدة: من الآية6)

يعني:«اما خدا اراده دارد شما را پاك كند».

و اين دليل نيست كه همة مؤمنان از گناه و سهو و نسيان و خطا بر كنار شده اند.

خلاصه آنكه اهل بيت هم مانند ديگر مردم از سهو و خطا دور نبوده اند. و تمام سخنانشان مانند سخن رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم كه در حفظ و عنايت خدا نبوده است:

( فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ) (الطور: من الآية48)

يعني:«تو أي رسول منظور نظر مائي».

حجّت نيست، أنبياء بودند كه چون سهو و غفلت ميكردند خدا بيادشان مي آورد و حجّت خدا بوسيلة أنبياء عَلَيهمُ السَلام بر مردم تمام شده است بدليل آية شريفة:

( لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ)(النساء: من الآية165)

يعني«كه پس از فرستادن رسولان مردم را بر خدا حجتي نباشد».

3- در مورد فقه اماميه ادّعاي ايشان آنستكه چون رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم فرمودند:

(و إني تاركٌ فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي ما إن تمسّكتم بها لن تضلوا أبدا)

بنابر اين فقه اسلامي را تنها از طريق اهل بيت بايد گرفت.

جواب اين است كه بفرض قبول حديث، چون در بعضي از روايات (كتاب الله وسنتي) آمده، اين حديث بهيچوجه افاده نمي كند كه فقهِ اسلامي را فقها بايد از طريق اهل بيت تنها بگيرند، بخصوص كه مي دانيم كه قرآنِ الكَريم فرموده است:

(فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ) التوبة:122

 يعني:«چرا از هر فرقه اي دسته اي كوچ نمي كنندءرنج سفر را براي تحصيل فقه و علوم ديني تحمل نمي كنند؟ تا در دين خدا تفقه كنند و سپس برگردند و قوم خود را انذار نمايند».

و اين آيه بصراحت ميرساند كه فقه اسلامي تنها بوسيلة اهل بيت منتقل به مردم نمي شده بلكه از هر طائفه اي عده اي مي آمدند ونزد رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم  تفقه مي كردند و سپس بميان قوم خود بازگشته تعليم مي دادند و آنها را از مخالفت با احكام خداY بر حذر مي داشتند.

بعلاوه در تاريخ آمده است كه رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم مكرّر اصحابشان را براي تعليم اقوام بسوي آنها ميفرستاد مانند معاذ بن جبلt و حادثة بئر معونه و رجيع در تاريخ اسلام معروف و مشهور است كه رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم عدّه اي را براي تعليم قرآنِ الكَريم و احكام فرستاد و اعراب آنها را كشتند).

خلاصه آنكه دين خداY تنها بوسيلة اهل بيت تبليغ نمي شد تا مردم موظف باشند فقه را تنها از ايشان اخذ كنند و كبار صحابه نيز مبلغ دين بودند و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم پس از خطبه هايش گاهي ميفرمود: (فليبلغ الشاهد الغائب)يعني:«حاضر به غائب برساند».

و ميفرمود:

(نَضَرَ الله عبداً سمع مقالتي فوعاها و أفاها إلی من لم يسمعها فرب حامل ليس بفقيه و رب حامل فقه إلی من هو أفقه منه)

يعني:«خداوند بنده اي را كه سخن مرا شنيد و آنرا حفظ كرد و بكسي كه نشنيده رسانيد خرّم گرداند كه چه بسا كسي كه خود فقيه نيست ولي سخن را به فقيه تر از خود مي رساند».

بنابر اين موظف هستيم براي شناخت فقه اسلامي به آثار صحابه y كه در كتب صحاح اهل سنت آمده است نيز مراجعه كنيم و آنها را فقيه بناميم، چنانچه أحاديث اهل بيت را كه در كتب زيديّه و اماميه آمده لازمست ببينيم و آنها را نقد كنيم و فقه اسلام را بطور جامع الأطراف بررسي نمائيم.

          فقه زيديّه و اهل سنت مي تواند فقه اماميه را از يك مشكل اساسي بيرون بياورد، و آن مشكل اين است كه در فقه اماميه معمولاً فقهاء معاصر خبر واحد را حجّت مي دانند، وحتي قرآنِ الكَريم را با آن تخصيص ميزنند و حجيّت خبر واحد بقول خودشان در حال انسداد باب علم است، يعني چون راهي ندارند كه علم به احكام پيدا كنند ناچار به ظنّ روي مي آورند. زيرا كه خبر واحد ظنّي است! بدليل آنكه:

          اولاً ما نمي توانيم يقين كنيم راوي دروغ نگفته و بغرض اطمينان كامل براستگويي او يقين نداريم، سهو و نسيان و خطا نكرده باشد بخصوص كه احاديث را ائمهy اجازه داده بودند كه نقل به معنا شود ودر طول هزار و چند سال انتقال يك حديث از چند نفر به يكديگر به احتمال قوي تغييراتي در مفاد آن ايجاد شده است اما اگر ما به فقه زيديّه و اهل سنت رجوع كرديم و يك روايت از طرق گوناگون و به اسناد متفاوت ديديم اطمينان و علم بصدور آنها پيدا مي كنيم. پس خبر واحد وقتي حجّت مي شود كه باب علم بسته باشد. و اين راه بحمد الله بسته نيست ولي فقهاي اماميه مي خواهند از اين راه وارد شوند و بهمان روايت ضعيف و ظنّي خود كه اخبار واحده است اكتفا ميكنند و به احكام عجيب و غريب مي رسند!

بويژه كه ائمة اهل بيتy از ترس خلفاي بني اميّه و بني عباس غالباً در تقيّه بودند و اظهار نظر صريح در احكام كمتر مي كردند. بعلاوه كتب معروفي از ايشان در فقه باقي نمانده است و كتب فقهي و روائي شيعه پس از عصر ائمه تدوين شده و از اخبار صحيح و مستقيم گردآوري گشته است بعكس مذهب زيدي كه كتاب المجموع الفقهي يا المسند را از امام زيدt در دست دارند كه املاء او و نوشتة ابو خالد واسطي است كه شاگرد امام زيدt بوده است. و همچنين از فقهاي اهل سنت كتبي مانند (الموطأ) از امام مالك رحمه الله، يا (آلاُمّ) اثر امام شافعي رحمه الله، يا (المسند) اثر احمد بن حنبل رحمه الله موجود است ولي از إمامان شيعه كتابي فقهي در دست نيست و روايات متضاد و مختلف آنها را در قرون بعد، ديگران جمع آوري كرده اند، مانند كتب اربعة (كافي، تهذيب، إستبصار، من لا يحضره الفقيه).

بنابر اين بر علماي منصف لازم است كه آثار اماميه را با فقه و روايات مذاهب ديگر تطبيق كنند و از راه علمي شركت نمايند كه خدايU ميفرمايد:

(وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) الإسراء: من الآية36   يعني:«چيزي را كه بدان علم نداري پيروي مكن».

وَالسَّلامُ عَلي مَنِ اتَّبَع الهُدي و اجتَنَبَ الهَواي

«سلام و درود بر كساني باد كه از راه راست اسلامي (راه حضرت محمدr و خلفاي راشدينy ) پيروي كردند و از آرزوها و تعصّبات بيجا دوري گرفتند».

                                                          بقلم: حيدر علي قلمداران

……………………………………………………………………………………………………………………………………….

1-در ميان علماي شيعه ابولفتوح رازي علت اين اختلاف را بين كرده و مي نويسد: ايشان ءعده اي از حاضران در حجه الوداع ) شكايت عليu را با رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم كردند از آنكه در دلشان بود رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم فرمود: علي صواب كرده و چون آنان از كينه و بددلي نسبت به عليu خودداري نكردند! رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم به خبر آمده و طي خطبه اي فرمود:) ارفعوا السنتكم عن علي فانه خشن في ذات اللهY غير مداهن في دينه(. يعني:« زبانتان از علي كوتاه كنيد كه او مرد درشتي است در ايمان به بذات  خداY و در دين خداY مداهنه نكند». مردمان چون خشم رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم و مبالغة او بديدند زبان كوتاه كردند. چون رسولخداr حج بگذارد و برگشت، در راه به جايي رسيد آنرا غدير خم گويند خطبه اي بليغ براي مردم خواند و تمام احكام خداY را كه قبلاً بمردم رسانيده بود دوباره بازگو و تاييد كرد و در آخر خطبه ءحديث) ) من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ( را كه ترجمه اش در متن گذشت براي رفع كدورت و غرض ايجاد محبت او در قلب مسلمانان بيان فرمود..

 ( تفسير ابوالفتوح سورة مائده صفحة 191)

2- به كتاب زندگاني امام حسينt اثر محمد علي خليلي مراجعه شود. ءروايت اين موضوع را در آنجا گرد آورده است)

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

مقطعات دل خراش؟؟

شیعی وقتی هدایت میابه 

 

لطفا کلیک کنید اینجا ؟؟؟؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

میگویند خامنه ای محب ال بیت است …

لطفا کلیک کنید اینجا  ؟؟؟؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعضی وقتها علمای شیعه ادعای خداپرستی و سجده و رکوع را به خداوند متعال اختصاص میدهند

لطفا اینجا کلیک کنید…

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از شاعر عراقی شیعی بشنویم

لطفا اینجا کلیک کنید…

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتی هدایت یافتم

لطفا کلیک کنید اینجا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

طلوعي دوبارة؟

jjh 

حجت الاسلام سابق هدایت یافته امروز…

  1. دلیل اینکه من مذهب باطل شیعه را ترک نمودم و به توفیق خدای متعال به راه راست هدایت شدم فرق بین مهدی شیعه و مهدی اهل سنت بود وقتی سیرت مهدی اهل سنت را در کتابهای آنها مطالعه نمودم او را نمونه ای از اخلاق و شجاعت پیامبر صلی الله علیه وآله یافتم که مردم را به راه راست هدایت می کند اما متاسفانه مهدی شیعیان به یک مجرم جنگی بیشتر شبهات دارد تا مصلح و مجددی که از ذریه پیامبر باشد حالا نمونه ای از شاهکارهای امام زمان شیعیان را که من در دوران طلبگی در حوزه از کتابهای خودمان یادداشت کرده ام خدمت شما عزیزان تقدیم می کنم:
    شاهكارهاي حضرت (عج)
    ۱- كشتارعربها !
    علامه ملاباقر مجلسي روايت ميكند كه:
    « امام قائم باعربها همان كاري را خواهد كرد كه در “جفراحمر” آمده است، يعني همه را خواهد كشت»
    بحارالانوار ۵۲/۳۱۸
    همچنين روايت ميكند
    « مابقي بيننا و بين العرب إلا الذبح »
    - بين ما و عربها جز ذبح چيزي نمانده است.
    بحار الانوار ۵۲/۳۴۹
    همچنين روايت ميكند:
    « از عربها بترسيد كه عاقبت بدي دارند، حتي يك نفر از آنان هم با امام قائم نخواهد بود »
    بحارالانوار ۵۲/۳۳۳
    چونكه بسياري از شيعيان ما عرب هستند ميپرسم آيا امام قائم همه را از دم تيغ خواهد كشيد؟! مگرنه اين است كه پيغمبر و آل پيغمبر همه عرب هستند؟ مگر خودش عرب نيست؟ پدر وپدر بزرگش عرب نيستند؟
    پس اين چه سري است، آيا نبايد احتمال بدهيم بلكه بايقين فرياد بزنيم كه نه، نه هرگز نميتواند اين كار نوه پيامبر- صلي الله عليه وآله -و فردي از آل بيت باشد حالا جلوتر ببينيد كه چه ميشود:
    آقاي مجلسي از اميرالمؤمنين حديث روايت ميكنند كه:
    «خداوند كسري را از دوزخ نجات داده است و دوزخ براو حرام است!!!»
    بحارالانوار ۴۱/۴
    چرا؟! مگر بهشت و دوزخ برچه اساسي تقسيم ميشود؟ اگر بنده خودم اين روايات را نديده بودم شايد بسيار دشوار بود كه باوركنم آيا ممكن است در كتب ما چنين رواياتي وجود داشته باشد؟ اين مسؤليت اول امام قائم بود!.

۲-تخريب مسجد الحرام !
مجلسي روايت ميكند كه:
« امام قائم مسجد الحرام را خراب ميكند تا كه آنرا به اصلش برگرداند، همچنين مسجد نبوي را »
بحار الانوار ۵۲/۳۳۸,كتاب الغيبة از شيخ طوسي ص/۲۸۲
همچنين علامه مجلسي در توضيح اين امر ميفرمايد:
« اولين كاري كه امام قائم انجام ميدهند اين است كه اين دوتا – ابوبكر و عمر- را از قبرهايشان درحالي بيرون ميكند!! كه آنها تازه! و شاداب! هستند ( رطبين غضّين ) آنگاه مثل خاكستر آنها را به هوا ميپاشد، سپس مسجد را ميشكند!! »
بحارالانوار ۵۲/۳۸۶
كعبهء جديد!!
طبعا بعضي ها ممكن است بپرسند كه امام زمان چرا اين كار را ميكند؟! بله متأسفانه بايد گفت: بدليل اينكه از ديدگاه ما كعبه در مقايسه باكربلا اهميتي ندارد!! و كربلا از كعبه مهمتر و بهتراست!!
بنابرنصوصي كه فقهاي ما نقل كرده اند نه تنها كربلا مبارك ترين و مقدس ترين منطقه روي زمين است بلكه اين جايگاهي است كه خداوند آنرا از ميان تمامي نقاط جهان برگزيده، لذا از هر جاي ديگري بهتر و مهمتر است !! آري كربلا حرم خدا !ورسول !و قبلة ! اسلام و خاك آن شفاست!!.
استاد بزرگوارمان علامه محمد حسين آل كاشف الغطاء هميشه اين بيت را تكرار ميكردند:
وَمِتـن حَدِيـث كَربـَلاء وَ الكَعَــبةِ لَكَــربَلاء بانَ عُلُـــوُّ الرّتــبَةِ
« آنجايي كه صحبت از كربلاء و كعبه باشد البته بلند بودن منزلت كربلاء آشكاراست! »
شاعر ديگري گفته است:
هي الطُّفُوفُ فَطُفْ سَبعَاً ِبمَغناها فما لمِكَـةَ مَعني مثلَ مَعناها
أَرْضٌ و لكِنّها السَّبـعُ الشَّدادِ لهَا دانَـتْ وَطَأطَأ أعْلاها لأِدْناها
اين است مقام بلند پـس هفــــت بارآنرا طواف كن!
زيرا مكــــه اين محتـــــوا را ندارد كه اينجا دارد!
زميني است اما هفت آسمان در مقابل آن بي مقدار شده!
آري بلنديـــــــــها در برابرآن سـرفرود آورده است!.
۳-حكم آل داود!
آقاي كليني بابي بسته كه أئمه- عليهم السلام- هرگاه قدرت بيابند موافق با حكم آل داود قضاوت خواهند كرد، و گواه نخواهند طللبيد، آنگاه از امام صادق -عليه السلام -روايت ميكند كه فرمودند:
« إذا قام قائم آل محمد حكم بحكم داود و سليمان و لايسأل بيّنة»
- هرگاه قائم آل محمد ظهور كند مطابق حكم داود وسليمان -عليهما السلام -حكم خواهد كرد وشاهد نخواهد طلبيد. اصول كافي ۱/۳۹۷
مجلسي روايت ميكند كه:
« يقوم القائم بأمر جديد و كتاب جديد و قضاء جديد»
-هرگاه قائم بلند شود امر جديد!، وكتاب جديد !و قضاء جديدي خواهد داشت!
بحارالانوار ۵۲/۳۵۴، الغيبة نعماني ص/۱۵۴
اينكه امر جديد چه خواهد بود!؟ مانميدانيم كتابش هم جديد است غير از قرآن، وقضاوتش هم جديد است؟!.
امام صادق- عليه السلام- ميفرمايد:
« لكأنّي أنظرُ إليه بينَ الرَّكنِ والمقامُ يبايعُ الناسَ علي كتابٍ جديدٍ »
-”گويامن الآن دارم ايشان را ميبينم كه در بين ركن حجر اسود ومقام إبراهيمي دارد با مردم بركتاب جديدي بيعت ميكند.
بحارالانوار ۲/۱۳۵، الغيبة ص/۱۷۶
اين حديث را حفظ كنيد
اين مطلب را باروايتي دهشت ناك به پايان ميبريم، مجلسي از امام صادق -عليه السلام -نقل مي كند كه ايشان فرمودند:
« لو يعلم الناس مايصنع القائم إذا خرج لأحب أكثرهم ألا يروه مما يقتل من الناس…..حتي يقول كثير من الناس ليس هذا من آل محمد ولوكان من آل محمد لرحم »
-اگر مردم بدانند كه امام قائم وقتي ظهوركند چه خواهد كرد اكثر آنان آرزو ميكردند كه كاش او را نبينند ازبس كه مردم را ميكشد….. حتي بسياري از مردم خواهند گفت: اين از آل محمد- صلي الله عليه وآله -نيست اگر ازآل محمد ميبود رحم ميكرد! .
بحار الانوار ۵۲/۳۵۳ الغيبة ص/ ۱۵۳
وقتي ازآقاي آية الله صدر در باره اين روايت توضيخ خواستم فرمودند: قتلي كه انجام مي گيرد اكثراً در ميان مسلمين خواهد بود آنگاه نسخه اي از كتاب خود شان ( تاريخ بعد ازظهور) را برايم اهداء كردند، در صفحه اولش باخط خودشان نوشته اند اهداء به فلاني… ايشان در اين كتاب اين مطلب را توضيح داده اند.
چند پرسش بديهي
چرا امام قائم در ميان عرب شمشير ميكشد مگر رسول خدا -صلي الله عليه و آله- عرب نبودند؟!.
آيا اميرالمؤمنين و ديگر ائمه اطهار و ذريه طيبه آنان- عليهم السلام -عرب نبودند؟!.
مگرخود ايشان عرب واز ذريه اميرالمؤمنين نيست؟!.
مگر در ميان عربها ميليونها نفر شيعه نيست كه به خروج ايشان ايمان دارد؟!.
پس چرا بطور خصوص عربها را ميكشد و گفته ميشود هيچ فردي از عربها با ايشان بلند نميشود.؟!.
وانگهي چگونه ممكن است كه مسجد الحرام و مسجد نبوي را خراب كند؟! در حالي كه مسجد الحرام طوري كه در قرآن آمده قبله مسلمين است، و اولين خانه اي است كه براي عبادت در روي زمين بنا شده است، ورسول خدا -صلي الله عليه وآله- و اميرالمؤمنين و ديگر ائمه- عليهم السلام -درآن نماز خوانده اند، خصوصا امام صادق -عليه السلام- مدتي طولاني در آن اقامت داشته است.
خوشخبري براي عراقيها
ماگمان ميكرديم كه امام قائم مسجد الحرام را به حالت اصلي اش كه در زمان رسول خدا -صلي الله عليه و آله و سلم- بوده است باز خواهد گرداند ولي بعدها فهميدم كه خير منظور از ( يرُجِعُهُ اِلي اَساسِه) اين است كه آنرا خراب ميكند و با زمين هموارمينمايد، چونكه قبله بسوي كوفه تغيير جهت خواهد داد!.
فيض كاشاني روايت مي‌كند:
«( ياأهل الكوفة ) اي مردم كوفه! خداوند كسي را به اندازه شما دوست ندارد لذا امتيازاتي را به شما اختصاص داده است .
« مصلاكم بيت آدم و بيت نوح و بيت ادريس و مصلي ابراهيم….. »
-مصلاي شما خانه آدم و خانه نوح و خانه ادريس و مصلاي ابراهيم است.
«ولا تَذهبُ الايّامُ حتي يُنْصَبَ الحجرُ الاَسودُ فِيه»
- طولي نمي‌كشد كه سرانجام حجرالاسود در آن نصب خواهد شد.
الوافي ۱/۲۱۵
بنابر اين منتقل كردن حجراسود از مكه به كوفه، وكوفه را مصلاي آدم و نوح و ادريس و ابراهيم -عليهم السلام-دانستن دليل براين است، كه پس از خراب كردن مسجد الحرام كوفه قبله نماز تعيين خواهد شد، باتوجه به اين روايت تصور اينكه مسجدالحرام را به حالت اصلي قبل از توسعه بازخواهدگرداند تصور درستي نيست، لذا چنانكه در روايات آمده بايد خراب گردد وقبله وحجراسود در كوفه باشد.
اين است عدالت!
ما به نوبت خود ميپرسيم راستي امام قائم ازكجا شروع خواهند كرد؟ واز چه كساني انتقام خواهند گرفت؟ واينهمه خوني كه ميريزد خون كيست؟ بلي چنانكه روايات گوياست و چنانكه آقاي صدر فرمودند، اين خون مسلمين است پس ظهورامام قائم برمسلمين عذابي خواهد بود و نه رحمتي، بنابرين حق دارند بگويند كه او از آل محمد نيست!چون آل محمد برمسلمين رحم و شفقت دارند، اما اين امام قائم رحم و شفقت ندارد!
وانگهي مگر نه اين است كه ايشان زمين را پس از آنكه ظلم و ستم برآن حاكم بوده، سرشار از عدالت و برابري خواهد كرد؟ پس باكشتن نود در صد(به فرموده شيخ طوسي) مسلمين توسط امام قائم كجاست آن عدالت و برابري؟!
از زبان امام صادق- عليه السلام- روايتي نقل شده كه فرمودند: -البته ايشان ازاين روايت و هزاران روايت ديگري كه به نام ايشان دست بدست ميگردد اطلاعي ندارند-
« مالمن خالفنا في دولتنا نصيب إن الله قد أحل لنا دماءهم عند قيام قائمنا »
-كسيكه با ما مخالفت كند در دولت ما هيچ سهمي ندارد، بدرستيكه خداوند در هنگام ظهور امام قائم خون آنان را براي ما حلال كرده است.
بحار الانوار ۵۲/۳۷۶
این نمونه ای از هزارها موردی است که در کتب شیعه آمده است و من با چشم خود آن را دیده ام خدای متعال همه را هدایت دهد

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

حخامهاي ولايت فقيه؟

gfgfgbrerd-1فقفف-1بلیd-1

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

با روافض بيشتر اشنا شويم؟

khamene-gawokaftar

کهیعص ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ک یعنی کربلا ؟؟؟؟

با هم بشنویم ترجم اول سوره مریم از زبان عبدالحمید مهاجر.

برای مشاهده ویدیو لطفا اینجا کلیک کنید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     wrerewrwer

    بیایید کمی با خدای روافض بیشتر اشنا شویم؟؟؟؟؟؟

   صاحب جاه و جلال اقام ابالفضله              عالم کل غیوب اقام ابالفضله  مالک کل زمین اقام ابالفضله …. والعیاذ بالله

   برای مشاهده ویدیو لطفا اینجا کلیک کنید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2-kha-jm-3

    راستی سب ولعن به صحابه الکرام و امهات المومنین علنا شنیده بودیم ؟؟؟

   الان بیایید ببینیم با هم که چه بسر قران دراوردند؟؟؟

واقعا یکی از دیدن این هم فجور و شرک بلرزه در می اید (خداوند هدایتشان کند.

   برای مشاهده ویدیو لطفا اینجا کلیک کنید.

 

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

دنبال حقيقت ميگردم ولی ….؟؟؟؟

 vahdat

شبهه اول:

مي گويند ما براي خداوند شريك قرار نمي دهيم و به او شرك نمي ورزيم بلكه شهادت مي دهيم خلق كردن و روزي رساندن خاص اوست و جز خداوندي كه شريك ندارد كسي قادر به نفع و ضرر نيست و اقرار مي كنيم كه محمد صلي الله عليه وسلم مالك نفع و ضرر حتي براي خودش نيز نمي باشد اما در همين حال ما گنهكاريم و صالحان داراي جاه و منزلت هستند و بواسطه آنها از خداوند درخواست مي كنيم.

جواب شبهه اول:(لطفا کتاب رو از روی  لینک زیر داونلوود کنید برای جواب شبهه)

اینجا کلیک کنید لطفا برای داونلوود جواب شبهات.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 1zvwp3q

نویسنده کتاب: موسی موسوی نوه امام الاكبر ((سيد ابو الحسن موسوي اصفهاني)) است و در نجف اشرف در سال 1930 متولد شده است. و دراسات تقليدي خود را در دانشگاه بزرگ نجف به پايان رسانيده و موفق به اخذ مدرك عالي در فقه اسلامي، ((اجتهاد )) گشته است.

(س) – چرا ما شيعيان امامي خود را ملزم به تبعيت از فقهاء در كليه شئون حيات خود ميدانيم ؟

جواب سوال؟؟؟؟:(لطفا کتاب رو از روی  لینک زیر داونلوود کنید برای جواب سوال)

اینجا کلیک کنید برای داونلوود جواب سوالات.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                                                dd

        نویسنده کتاب: حجت الاسلام مرتضی رادمهر    

 روحاني ممتاز, پزشكي فعال، عاشقي به تمام معنا و حقيقت جويي تمام عيار او را يافتم.
زندگي مرفهي داشته بود، پدر و مادرش نيز پزشك بودند، ماشين، موبايل و ويلا نيز داشت، اما به خاطر عقيده اش فقط به خاطر عقيده اش همه را رها كرده بود…
     چرا سنی شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      جواب سوال؟؟؟؟:(لطفا کتاب رو از روی  لینک زیر داونلوود کنید برای جواب سوال)
    اینجا کلیک  کنید برای داونلوود کتاب.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
   حتما کتابها رو داونلوود کنید خیلی خیلی کتابهای اموزنده هستند با حجم کم.

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

سولاتي كة باعث مسلمان شدن جوان شيعة شد؟

ddسوالاتی که باعث مسلمان شدن جوانان شیعه شده
پرسش‌ها
(1) شیعـه معتقدنـد که علی امامی معصوم است سپس – چنان که خود شیعیان قبول دارند – علی را می‌بینیم که دخترش ام کلثوم «خواهر حسن و حسین» را به ازدواج عمر بن خطاب در می‌آورد
[1]!! شیعه باید از دو چیز یکی را بپذیرند که هر یک برایشان ناخوشایند و تلخ است: اول اینکه باید قبول کنند که علی معصوم نیست؛ چون که دخترش را به ازدواج مرد کافری در آورده است! و چنین سخنی با پایه‌های اساسی مذهب شیعه متضاد است، و بلکه از آن لازم می‌شود که بگویند دیگر ائمه به طریق اولی معصوم نیستند.
دوم اینکه: بپذیرند که عمر مسلمان است! و علی دوست داشته او دامادش شود. و این دو پاسخ حیرت‌آور هستند.
(2) شیعه می‌گویند ابوبکر و عمر م کافر بوده‌اند، سپس می‌بینیم که علی که از دیدگاه شیعه امام معصوم است خلافت آنها را می‌پسندد و با هر یک پس از دیگری بیعت کرده و علیه آن قیام ننموده است.
از این لازم می‌شود که علی معصوم نیست چون او با دو کافر ناصبی ستمگر بیعت کرده است، و او با بیعت خود آنها را تایید نمود، و این نقصی در عصمت و کمک کردن به ظالم در ظلمش می‌باشد، و هرگز امام معصومی این کار را نمی‌کند، و یا اینکه شیعه باید قبول کنند که کار امام علی کاملاً درست بوده است!! چون ابوبکر و عمر دو خلیفه مؤمن و صادق و عادل بوده‌اند، و شیعه وقتی آنها را کافر قرار می‌دهند و به آنها ناسزا می‌گویند و خلافت آنها را قبول ندارند، با این کار، با امام خود مخالفت کرده‌اند! ما دچار حیرت می‌شویم: آیا راه ابا الحسن را در پیش بگیریم، یا راه شیعیانش که از فرمان او سر پیچی کرده‌اند را در پیش بگیریم؟!
(3) امام علی بعد از وفات فاطمه ك با چند زن ازدواج نمود و از آنها صاحب چند فرزند شد، که برخی از فرزندان عبارتند از: عباس بن علی بن ابی طالب، عبدالله بن علی بن ابی طالب، جعفر بن علی بن ابی طالب، عثمان بن علی بن ابی طالب.
ما در این فرزندان امام، ام البنین بنت حزام بن دارم
[2] است. و همچنین امام علی با لیلی بنت مسعود الدارمیه[3] ازدواج کرد و از او صاحب فرزندانی شد به نام‌های: عبیدالله بن علی بن ابی طالب و ابوبکر بن علی بن ابی طالب و همچنین یحیی بن علی بن ابی طالب، محمد اصغر بن علی بن ابی طالب، عون بن علی بن ابی طالب، فرزندان او هستند که مادرشان «اسماء بنت عمیس»[4] است. و همچنین رقیه بنت علی بن ابی‌طالب و عمر بن علی بن ابی طالب که در سی و پنج سالگی وفات یافت فرزندان او هستند و مادرشان ام حبیب بنت ربیعه است.[5] و همچنین با «ام مسعود بنت عروه بن مسعود ثقفی»[6] ازدواج کرد و از او صاحب فرزندانی شد به نام‌های: ام الحسن بنت علی بن ابی طالب، رمله الکبری بنت علی بن ابی طالب، سؤال اینجاست که آیا پدری حاضر است فرزندش را به نام سرسخت‌ترین دشمن خود نامگذاری کند؟ آن هم در صورتی که پدر علی بن ابی طالب t باشد.
پس چگونه علی اسم کسانی را بر فرزندانش می‌گذارد که شما می‌گویید آنها سر سخت‌ترین دشمن او بوده‌اند؟!
و آیا انسان عاقلی اسم دشمنانش را بر دوستانش می‌گذارد؟! و آیا می‌دانید که علی اولین قریشی بود که اسم فرزندانش را ابوبکر و عمر و عثمان نامید؟
(4) صاحب کتاب نهج البلاغه – کتاب معتبر شیعه – روایت می‌کند که علی از پذیرفتن خلافت کناره‌گیری کرد و گفت: «دعوني والتمسوا غيري». «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید»!
[7].
و این بر باطل بودن مذهب شیعه دلالت می‌کند؛ چون شما شیعه‌ها می‌گویید که علی از سوی خدا به خلافت و امامت منصوب گردیده است و خلیفه شدن او فریضه‌ای بوده است که به گفته شما ابوبکر به خاطر غصب این حق او مورد بازخواست قرار می‌گیرد پس اگر چنین است چگونه از پذیرفتن آن اباء می‌ورزد؟!
[1]- افراد ذیل از علمای شیعه این ازدواج را ذکر کرده‌اند: الكليني في الكافي في الفروع (6/115)، والطوسي في تهذيب الأحكام (باب عدد النساء 8/148) وفي (2/380)، وفي كتابه الاستبصار (3/356)، والمازنداراني في مناقب آل أبي طالب، (3/162)، والعاملي في مسالك الأفهام، (1/كتاب النكاح)، ومرتضى علم الهدى في الشافي، (ص 116)، وابن أبي الحديد في شرح نهج البلاغة، (3/124)، والأردبيلي في حديقة الشيعة، (ص 277)، والشوشتري في مجالس المؤمنين. (ص76، 82)، والمجلسي في بحار الأنوار، (ص621). و برای اطلاع بیشتر به رساله: «زواج عمر بن الخطاب من أم كلثوم بنت علي بن أبي طالب ـ حقيقة لا افتراء» لأبي معاذ الإسماعيلي مراجعه کنید.
[2]- «كشف الغمة في معرفة الأئمة»؛ لعلي الأربلي (2/66).
[3]- منبع سابق ، و«الإرشاد » ، ص 167 ، «معجم الخوئي» ( 21/66).
[4]- منبع سابق.
[5]- منبع سابق ، و«الإرشاد » ، ص 167 ، «معجم الخوئي» ( 13/45).
[6]- «كشف الغمة في معرفة الأئمة»؛ لعلي الأربلي (2/66). ونگا: «الإمامة والنص» للأستاذ فيصل نور ، ص 683-686.
[7]- نهج البلاغة (ص 136) ونگا: (ص 366-367) و (ص 322).

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

مرد توحيدي (رحمت الله عليه)؟

fff

 

سنی نیوز :علامه سيد ابو الفضل ابن الرضا برقعى قمي تهراني(رحمه الله) در سال ۱۳۲۹هـ ق مطابق با ۱۲۸۷ هـ ش در شهر قم- ايران- در خاندان شيعه مذهبي به دنيا آمد و پدرش سيد حسين شخص فقير و زاهدي بوده است.

جد او سيد احمد بن رضي الدين عالم مجتهد و مبارزي بوده كه از شاگردان شيرازي كسي كه فتواي تحريم تنباكو- ضد نفوذ بريطانيا در ايران- را صادر كرده است ميباشد.

مادرش سكينه سلطان دختر شيخ غلام رضا قمي نويسنده ي كتاب رياض الحسيني ميباشد علامه، از اولين روز هاي حيات پاي در مكتب گذاشته، تعليم و قراءت قرآن مجيد و خواندن و نوشتن را فرا گرفت.

سپس به نزد شيخ عبدالكريم يزدي حائري كه در آن وقت يكي از بزرگترين علماي شيعه بود رفت تا مراحل تحصيلش را ادامه دهد.

علامه برقعي در حكايت از احوال خويش ميگويد:

به مدرسه رضويه قم كه در آن زمان معروف بود رفتم ولي از اينكه خرد سال بودم به من اطاقي ندادند ولي با اصرار زياد اطاق كوچكي به من دادند كه نه از گرمي محفوظ بودم و نه از سردي.

به هر حال از خانه ي خودم حصير و فرشي آوردم و در اين حجره ي كوچك و يا در اين زاويه شب و روزم را گذراندم تا كه الحمد لله دروس علوم شرعي را كسب نمودم.

از صرف ونحو شروع كردم وآخرين كتاب مغني البيب وكتاب الأعاريب ابن هاشم وشرح جامي بر كافية ابن حاجب را به انتها رساندمبعد از اين خود شيخ حائري مدير از من امتحان گرفت والحمدلله از موفقيت كامل برخوردار شدم كه سپس از طرف حوزه ي برايم حقوقي تعيين شده تا ادامه ي تحصيل دهم .

وبه دنبال آن تحصيلم را در علم فقه واصول فقه كه در حوزه هاي علمي رايج است ادامه دادم،در اثناي تحصيل به تدريس درسهاي ابتدايي نيز مشغول بودم ورفته رفته يكي از مدرسين حزوه ي قم فائز گرديدم بعدا براي تخصص در علم فقه واصول فقه به نجف اشرف رفتم ودر نزد كبار مراجع شيعه مراحل عالي دروس فقه واصول فقه را طي كردم سه سال در نجف اشرف گذراندم واز بسياري از علماي كبار آن ديار منجمله: مرجع بزرگ شيعه در آن وقت سيد ابوالحسين موسوي اصفهاني كسب علم كردم.

سپس علامه برمي گردد ودر قم نيز اجازه ي اجتهاد را از آيت الله عبدالنبي نجفي عراقي كه يكي از مراجع بزرگ شيعه بود اخذ مي كند.

علامه برقعي در شروع از جمله ي علما ي مذهب شيعه اثنا عشري بوده و از مجتهدين اعلامشان به شمار مي رفت، ولي اخلاص، صدق و مبارزه او با بدعتها و خرافات و تمسك شديد علامه به قرآن كريم نهايت او را به طرف حق رهبري كرد.

علامه از سن ۴۵ سالگي از مذهب و عقايد شيعه اثنا عشري دست كشيده و با حكم به ظاهر قرآن و سنت صحيح و آن چه از سلف صالح اين امت باقي مانده به ويژه خلفاي راشدين و همگي ياران رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم خاتصتا مهاجرين و انصار و پيروانشان عمل كرده است.

علامه برقعي مي گويد اگر ما خواسته باشيم سنت صحيح را در روايات و كتب شيعه بيابيم ممكن نيست. ولي بايستي در كتب مسانيد و مصنفات حديث كه در نزد جمهور مسلمين است جستجو كرد، هر چه از رسول اكرم صلى الله عليه و سلم باشد، سند و متن آن صحيح باشد و مخالف قرآن كريم نباشد گرفته مي شود و گر نه متروك است.

اداره سايت عقيده به تمامي نسل جوان و روشنفكر و اهل قلم و سياست چه شیعه و چه سنی پیشنهاد می کند این کتاب را بخوانند زیرا علامه برقعی قمی حوادث بسیار مهمی از بزرگان نظام جمهوری اسلامی و شاهنشاهی را ذکر می کنند و در زمان نقطه تحول عظیمی که در ایران رخ داده است زندگی کرده اند، بله، انقلاب ایران در اواسط حیات ایشان رخ داد و این بیانگر این است که ایشان در هر دو  دوره شاهد نزدیک بر حوادث تاریخی قبل و بعد از انقلاب بوده اند (متولد: ۱۲۸۷ شمسي متوفاي: ۱۳۷۲ شمسي و محل زندگی ایشان در تهران و قم بود) و ایشان غالب حوادث این دوره از تاریخ مهم کشورمان را در این خاطرات ذکر می کنند و احوال و اوضاع مردم و سردمداران هر دو دوره و برخورد هر دو نظام با مردم را در این دو دوره به تصویر می کشند و کسانی که میخواهند از تاریخ انقلاب و بررسی اوضاع آن وقت بنویسند از این کتاب مستغنی نخواهند بود.

همچنین از خصوصیات بارز این کتاب بسیار با ارزش، صداقت و راستی و شجاعت در گفتن حقائق است که هر خواننده ی منصفی پس از خواندن این کتاب به این دو واقعیت شهادت خواهد داد.

 

  

 

برادران و خواهران مسلمان مي توانند كتاب زندگینامه علامه ابوالفضل ابن الرضا برقعي رحمه الله را از بخش هدایت یافتگان در کتابخانه عقیده دریافت نمایند.

عزیزان این لینک عقیده است  لطفا اينجا كليك كنيد.

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

وحدت بة سبك رافضي؟؟

 

سنی نیوز :آن چه d8aed8b1-d8a7d8add985d8afdb8c-d986d8acd8a7d8afاز پی خواهید خواند از معتبرترین کتب شیعه اقتباس شده است که قضاوت در رابطه با آن را بر عهده ی خواننده ی گرامی می گذاریم.علمای شیعه در قبال این روایات تنها می توانند دو موضع گیری داشته باشند. یا این روایات را قبول دارند و بدان باور دارند که در این صورت ادعای وحدتشان نفاق و تزویر است و بنا به رای راجح علمای اهل سنت دارنده ی این عقاید کافر است (برخی بر این عقیده اند که دارنده ی این عقاید فاسق است نه کافر) و یا این که این روایات را قبول ندارند که در این صورت به جای آن که شعار توخالی وحدت را سر دهند بنشینند و حکیمانه این روایات را از میان کتبشان خارج و تصحیح کنند و اگر قادر به این کار نیستند حداقل در قبال آن موضع گیری کنند و آن را رد نمایند .

 

 

۱)      سنی کافر است، نکاح با آنان جایز نیست. (تهذیب الاحکام ج۷/۳۰۲ شیخ الطائفة طوسی)

۲)   اهل سنت کافرند، با آنان نکاح صحیح نیست و ذبیحه ی آنان خورده نمی شود چون حرام است. (تهذیب الاحکام ج۷/۳۰۳ شیخ الطائفة طوسی)

۳)      سنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده، لذا نکاح با آنان حرام است. (من لایحضره الفقیه ج۳/۲۵۸ ابو جعفر ابن بابویه قمی)

۴)      پس خورده ی سنی نجس تر از پس خورده ی هر دشمن اسلام است. (من لا یحضره الفقیه ج۱/۸ ابوجعفر ابن بابویه قمی)

۵)   اهل سنت بدتر از یهودی، نصرانی، و مجوسی و به اجماع تمام علماء شیعه کافر و نجس هستند. (الانوار النعمانیه ج۲/۳۰۶ نعمت الله موسوی الجزایری)

۶)      اهل سنت مانند خنزیر هستند. (تحقیق متین ترجمه ی حق الیقین/۴۲۹ غلام عباس)

۷)      ناصبی (سنی) بدتر از سگ و حرام زاده است. (حق الیقین ج۱-۲/۵۱۶ ملا باقر مجلسی)

۸)      همه ی مردم بجز شیعه دوزخی اند. (حق الیقین /۵۳۷ ملا باقر مجلسی)

۹)      همه ی سنی ها دوزخی اند. (کشف الغمة فی معرفه الائمة ج۲/۴۶۵ علامه ابوالفتح اربلی)

۱۰)    مسلمان نمی شود کسی که به ولایت علی ایمان و اقرار ننماید. (جلاء العیون ج۲/ ملاباقر مجلسی)

۱۱)  نه آن خدایی را قبول داریم و نه آن رسولی را که خلیفه و جانشین وی ابوبکر بود. (الانوار النعمانیه ج۲/۲۷۸ نعمت الله موسوی الجزایری)

۱۲)    لااله الا الله محمد رسول الله دلیل ایمان نیست. (شیعه مذهب حق /۳۲۴ عبدالکریم مشتاق)

۱۳)  ایمان کسی کامل می گردد که به کلمه سه جزئی (اشهد ان لا اله الا الله واشهد ان محمد رسول الله و ان علیا ولی الله) اقرار و ایمان داشته باشد. (وسیله انبیاء ج۲/۱۷۹ طالب حسین کرپالوی)

۱۴)    سه خلیفه و صحابه به علت انکار ولایت علی کافر شدند. (اصول کافی ج۱/۴۲۰ کلینی)

۱۵)  بعد از پیامبر بجز ۴ نفر بقیه مرتد شدند، ابوبکر مشابه با گوساله و عمر مشابه با سامری است. (اسرار آل محمد/۴۳ سلیم بن قیس کوفی)

۱۶)    ابوبکر در هنگام مرگ نتوانست کلمه ی شهادت را بر زبان جاری سازد. (اسرار آل محمد/۲۱۱ سلیم بن قیس کوفی)

۱۷)    اولین کسی که با ابوبکر در مسجد بیعت کرد شیطان بود. (اسرار آل محمد/۳۰ سلیم بن قیس کوفی)

۱۸)    شک کردن در کفر عمر، کفر است. (جلاء العیون ج۱/۶۳ ملا باقر مجلسی)

۱۹)    از هفت درب جهنم یکی از آن عمر و ابوبکر است. (حق الیقین ج۱و۲/۵۰۰ ملا باقر مجلسی)

۲۰)    ابوبکر و عمر از شیطان بدبخت ترند. (حق القین ج۱ و ۲/۵۰۹ ملا باقر مجلسی)

۲۱)    مراد از فرعون و هامان ابوبکر و عمر است. (حق الیقین ج۱و۲/۳۶۴ ملا باقر مجلسی)

۲۲)    ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه بت هستند و بر این عقیده ایم که بدترین بندگان خدا میباشند. (حق الیقین ج ۱و۲/ ملا باقر مجلسی)

۲۳)    تا قیامت لعنت بر شیخین و اصحاب آنان باد. (حق الیقین/ ۱۵۹ ملا باقر مجلسی)

۲۴)    ابوبکر وعمر و عثمان در جهنم با نمرود و هامان حشر می شوند. (حق الیقین/۵۲۲ ملا باقر مجلسی)

۲۵)    بجز سه صحابه بقیه همه کافر بودند. (ترجمه حیات القلوب ج۲/۹۲۳ سید بشارت حسین کامل میرزا پوری)

۲۶)    بیعت کنندگان با ابوبکر همه منافق بودند. (ترجمه حیات القلوب ج۲/۱۰۲۷ سید بشارت حسین کامل میرزا پوری)

۲۷)  لعنت فرستادن بر ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و عایشه و حفصه و هند و ام حکم در نماز واجب است. (عین الحیواة/۵۹۹ ملا باقر مجلسی)

۲۸)    از جمله چهارده منافقین، ابوبکر و عمر و عثمان می باشند. (تذکرة الائمه/۳۱ ملا باقر مجلسی)

۲۹)    ابوبکر با سامری مشابه است. (تذکرة الائمه/۳۳ ملا باقر مجلسی)

۳۰)    ابوبکر و عمر با لات و عزی مشابه هستند. (بحارالانوار ج۱۳/ ۶۲۹ ملا باقر مجلسی)

۳۱)    همه ی مردم بعد از پیامبر بجز سه نفر مرتد شدند. (بحار الانوار ج۸/ ملا باقر مجلسی)

۳۲)  مهدی دستور به دار آویختن جنازه های ابوبکر و عمر را بر درخت پیر و کهنسالی صادر می کند. (بصائر الدرجات/۸۱ محمد شریف بن شیر محمد شاه رسولوی پاکستانی)

۳۳)    ابوبکر و عمر دو جاسوس شیطان بودند. (ترجمه ی قرآن/۶۷۴ مقبول احمد دهلوی)

۳۴)    مراد از فحشاء ابوبکر و مراد از منکر عمر و مراد از بغی عثمان است. (ترجمه ی قرآن/۶۷۴ مقبول احمد دهلوی)

۳۵)    عمر اصل و ریشه ی کفر و الحاد است. (کشف الاسرار/۱۱۹ خمینی)

۳۶)    اولین کسی که به دین شیطان ایمان آورد ابوبکر بود. (چراغ مصطفوی جزء۱۸ اشتیاق کاظمی)

۳۷)    ابوبکر با هلاکو و چنگیز خان مشابهت دارد. (شیخ سقیفه/۱۰ علی اکبر شاه کراچی)

۳۸)  در نزد شیعه مشهور است که عمر ملعون در تاریخ ۹ ربیع الاول به جهنم واصل شد بر شیعیان مستحب است تا برای شکر این نعمت عظمی این روز را روزه بدارند. (زاد المعاد/۴۰۴ ملا باقر مجلسی)

۳۹)  لعنت بر عمر و عایشه. معاویه در ۲۲ رجب به جهنم برده شد. مستحب است که شیعیان این روز را روزه بدارند. (زاد المعاد/۳۴ ملا باقر مجلسی)

۴۰)    عمر به نبی فحش و ناسزا می گفت. (تحقه حنیفه/ ۴۳۵ غلام حسین نجفی)

۴۱)    عمر بدون وضو، امام نمازهای مردم می شد (به مردم نماز میداد) (تحفه حنیفه/۴۳۶ غلام حسین نجفی)

۴۲)    عمر به قرآن موجوده ایمان نداشت. (تحفه/۴۲۹ غلام حسین نجفی)

۴۳)    عمر درباره ی ازواج پیامبر زبان درازی می کرد. (تحفه حنیفه/ ۴۳۰ غلام حسین نجفی)

۴۴)    ابوبکر، عمر، عثمان و طلحه و زبیر از جمله منافقین بودند. (تاریخ اسلام/۳۹۷ علامه محمد بشیر انصاری)

۴۵)    عمر با زنان خود از پشت نزدیک میشد. (تحفه حنیفه/۴۳۲غلام حسین نجفی)

۴۶)    اگر به خصیتین در هنگام جماع نام ابوبکر، عمر و عثمان نوشته شود منی انزال نخواهد شد. (تحفه حنیفه/۲۵۰ غلام حسین نجفی)

۴۷)    اهل سنت همچون رهبرشان عمر غرق در شهوترانی و عیاشی اند. (تحفه حنفیه/۱۲۲ غلام حسین نجفی)

۴۸)  صحابه خود جهنمی هستند چگونه تبعیت از آنان سبب رشد و هدایت می گردد؟(احسن القوائد فی شرح العقاید/۳۵۶ علامه ابو جعفر قمی)

۴۹)    معاویه ظالم و جابر بود. (زندگانی حضرت زینب/ آیت الله دستغیب)

۵۰)    عمرو بن عاص از اهل دوزخ بود. (زندگانی حضرت زینب/ آیت الله دستغیب)

۵۱)    اصحاب پیامبر سگهای جهنم اند. (مناظره حسینیه/ ابوالفتوح رازی)

۵۲)    معاویه کافر و لعین است. (شبهای پیشاور/ سید محمد سلطان شیرازی)

۵۳)    مدعیان خلافت، فرعون صفت بودند. (تجلیات صداقت ج۱/۹ شیخ محمد حسین)

۵۴)    خالد بن ولید زناکار بودند. (قول جلی در حل عقد بنت علی/۱۳۵ محمد عباس)

۵۵)    گوساله ی این امت ابوبکر، و فرعون آن عمر و سامری اش عثمان بن عفان است. (ضمیمه جات ترجمه قرآن/۵۸ مقبول احمد دهلوی)

۵۶)  مراد از فحشاء ابوبکر و مراد از منکر عمر است و آن دو مجسمه ی بی حیای و بی شرمی بودند. (ضمیمه جات ترجمه قرآن/۴۲۰ مقبول احمد دهلوی)

۵۷)  فرعون، نمرود و سامری با ابوبکر، عمر و عثمان و صندوقی آتشین در جهنم یکجا خواهند بود. (ضمیمه جات ترجمه قرآن/۶۳۸ مقبول احمد دهلوی)

۵۸)    خلفاء ثلاثه رهبران مذهبی مسلمان نبودند. (نور ایمان/۱۶۲ سید خیرات حسین)

۵۹)    کسی که با خلفاء ثلاثه بغض ورزد از اهل بهشت است. (نور ایمان/۳۲۱ سید خیرات حسین)

۶۰)    عمر قلب فرعون، هامان و قارون بود. (نور ایمان/۲۹۵ سید خیرات حسین)

۶۱)    اتهام بستن به حفصه و عایشه درباره ی سم دادن به رسول الله صلی الله علیه و سلم(جلاء العیون/۱۱۸ ملا باقر مجلسی)

۶۲)    عایشه بعد از زنده شدن و برخاستن از قبر عذاب داده می شود. (حق الیقین ج۲/ ۹۴ ملا باقر مجلسی)

۶۳)    عایشه کافر بود. (حیات القلوب ج۲/ ۷۲۶ ملا باقر مجلسی)

۶۴)    مهدی حد الهی را بر عایشه نافذ خواهد کرد. (حیات القلوب ج۲/۷۲۶ ملا باقر مجلسی)

۶۵)    عایشه منافق بود. (حیات القلوب ج۲/۸۶۷ ملا باقر مجلسی)

۶۶)    امام غایب عایشه را زنده نموده، او را شلاق می زند و بر او حد را جاری می سازد. (بحار الانوار ج۱۳/۵۷۶ ملا باقر مجلسی)

۶۷)    آیا عایشه روسپی امریکایی و سرکار خانم اروپایی نبود؟(حقیقت فقه حنیفه/ ۶۴ غلام حسین نجفی)

۶۸)    عایشه در نبوت پیامبر مشکوک بود. (ترجمه شبهای پیشاور جزء۲/ ۱۴۰ سلطان الواعظین شیرازی)

۶۹)  همه ی انبیاء و حتی خاتم المرسلین که برای اصلاح انسانها مبعوث شده اند در زمان خود موفق نگشته اند. (اتحاد و وحدت از نظر خمینی/۱۵)

۱ دیدگاه

دسته Uncategorized

عقيدة روافض؟؟

 hhh

يكي از علماي شيعه حاجی میرزا حسین نوری صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» می‌باشد، و او کتابی نوشته است بنام: «فصل الخطاب في تحریف کتاب رب الأرباب» و کتاب الله قرآن کریم را تحریف شده می‌داند، و به نوشتن آن کتاب چشم یهود و نصاری را روشن نموده و می‌گوید قرآن کم و زیاد شده، مانند: تورات و انجیل، و اتفاقاً صاحب کتاب مفاتیح الجنان با استاد خود!! میرزا حسین نوری هم عقیده است، زیرا در مفاتیح در اعمال روز جمعه می‌نویسد: «و بدانکه از برای خواندن آیة الکرسی علی التنزیل در روز جمعه فضیلت بسیار روایت شده»، و در حاشیة آن می‌نویسد: «علامة مجلسی فرموده که بروایت علی بن ابراهیم و کلینی آیه الکرسی علی التنزیل چنین است: «اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ و ما بینهما و ما تحت الثری عالم الغیب و الشهادة الرحمن الرحیم  مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ».(البقره: ٢٥٥) علمای شیعه به اخبار منافقین و معاندین دین اسلام معتقد شده و خیال می‌کنند که قرآن دست خورده و کم و زیاد شده است. غافل از آنکه خدای تعالی ضمانت نموده که کتاب خود را از کم و زیاد حفظ کند، و از آن جمله در قرآن فرموده:  (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)   (الحجر: ۹).«البته ما خودمان این قرآن را نازل نمودیم و بی‌گمان که البته آن را نگهبانیم».اینهم تصویری از کتاب مفاتیح الجنان اما در چاپ های جدید این عبارات حذف شده است

برادران و خواهران مسلمان می توانند برای آشنا شدن بیشتر با کفریات کتاب مفاتیح الجنان کتاب گرانقدر  كتابِ تضاد مفاتيح الجنان با قرآن  را از بخش مستندات کتابخانه عقیده

http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=533

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

مرتضي رادمهر (رحمت الله عليه)؟

dd1

حرف آخر

خواننده گرامي!

همانطوري كه اشاره شد به لحاظ عدم وابستگي نگارنده به شخصيت ها، گروه ها و احزاب سياسي در ارائه اتفاقات، نظرات، تحليل هاي شخصي ملاحظات و جهت گيري هاي سياسي به هيچ وجه مورد لحاظ قرار نگرفته و يا به عبارتي مجموعه مزبور سياسي نيست و از طرفي به جهت محدود بودن سطح آگاهي نگارنده در باب علم فقه يا عدم دسترسي به مؤلفه هاي علمي فقهي، سعي شده است از هر گونه ابراز عقيده و نظر علمي و فقهي كه احتمالا سؤال بر انگيز و يا سوء تفاهماتي را به دنبال داشته باشد، پرهيز شود و اين مسئله نيز مورد توجه خاص قرار گرفته كه در همه احوال جانب احتياط و اصل امانت داري در بيان و شرح مطالب و ارائه نظرات و تحليل ها مراعات گردد كه با اين بينش و طرز تفكر اساسي، خلاصه اتفاقات و نظرات و تحليل هاي خود را در سه قسمت به ترتيب زير جمع بندي مي نمايد:

الف) از تولد تا مقطع سني 13 سالگي

همان طوري كه در بخش هاي قبلي اشاره شد، بنده از خانواده اي شيعه هستم و پدر و مادر هر دو پزشك هستند. پدرم جراح و متخصص مغز اعصاب و مادرم جراح و متخصص قلب و عروق مي باشند و هر دو نيز استاد دانشگاه هستند.

تا جايي كه به خاطر دارم به لحاظ عدم حضور پدرم در خانواده و رفتن به خارج از كشور به مدت زمان طولاني، از همان كودكي تحت تعليم و تربيت مادرم بودم. و خانواده مادريم خانواده اي متعصب شيعي هستند كه اصطلاحا از سادات حسين مي باشند.

در عرصه و ميدان علوم حوزوي تا رسيدن به رتبه «حجت الاسلام» شدن و معمم شدن و در حوزه علميه فيضيه قم و به طور همزمان تحت شديدترين بمباران هاي تربيتي و عقيدتي نيز قرار داشته ام كه بر اين اساس به ملاحظات و معتقدات شيعي آگاهي و پايبندي و تعهد خاصي نيز داشته ام.

 

در مقاطع تحصيلات اعم از دانشگاهي و حوزوي به ويژه در فراگيري علوم حوزوي به نحوي كه در بخش هاي قبلي نيز اشاره شد، يكي از طلبه هاي بر جسته و شاخص در حوزه ي علميه قم و دانشجوي ممتاز و موفق در محيط دانشگاه بودم. به شهادت كارنامه درخشان حوزوي، همواره مورد تاييد اساتيد در حوزه علميه قم، (مركز مديريت) نيز بوده ام كه به لحاظ داشتن وجه تمايز و برجستگي خاص در بين طلاب و محيط علمي اعم از حوزه و دانشگاه به عنوان يك طلبه برجسته و شاخص به عنوان دانشجوي ممتاز و موفق مطرح بودم.

در ميدان مباحثات، مناظرات، ايراد سخنراني و روضه خواني در مناسبت هاي مختلف نيز حضور فعال داشته ام.

ب) تغيير مذهب و عقيده

انحراف جهت و عقيده و تغيير مذهب شيعي و انتخاب مذهب اهل سنت در بخش رويكرد اساسي و يا مشخصا پشت كردن به مذهب شيعي و پيوستن به مذهب اهل سنت با توجه به توصيف و تعاريف خاصي كه به آن اشاره شد گر چه در اوايل يافته هاي علمي و تحقيقي چندان مهم نمي پنداشتم اما تا همين حد مي باشد كه اعلام كنم عامل اصلي رويكرد اعتقادي من تنها درك واقعيت هاي ديني و مذهبي و رسيدن به حقايق و واقعيت ها بود نه چيزي ديگر.

ج) تحليل نهائي

خواننده ي عزيز! خراهر و برادر مسلمان، هموطن، پدر و مادرم خطاب به همگي شماها اين سؤال را مطرح مي كنم و از شما مي پرسم:

چه عاملي و يا چه شخصيتي و چه هدفي بوده كه توانسته اينگونه شخصي مانند مرا كه زماني حجت الاسلام بودم، زماني يكي از بهترين روضه خوان ها بودم كه در گرياندن و سرگرم كردن مردم بسيار موفق و نامدار بودم و… و خلاصه شخصي مثل من كه يك شيعه سرسخت بودم، چه چيزي سبب شد كه با چرخش 180 درجه اي تغيير مذهب و عقيده دهم و با پشت كردن به مذهب شيعه، اين بار آگاهانه مذهب اهل سنت را برگزينم؟

كدام فيلسوف، مفسر و تحليل گر و كارشناس مسائل اعتقادي و يا غير اعتقادي است كه بداند چه عامل و انگيزه اي باعث مي شود تا يك جوان تحصيل كرده دانشگاهي كه به فاصله يك قدمي پزشك شدن قرار گرفته و از لحاظ زندگي خانوادگي نه تنها احساس هيچ گونه كمبودي نداشته، بلكه در سطح بسيار مرفه و ممتاز نيز به سر مي برده با داشتن پدر و مادري تحصيل كرده، روشنفكر، دكتر و استاد دانشگاه، خلاصه با داشتن يك خانواده ي آگاه و يك زندگي مرفه، به تمامي اينها پشت كرده و راه ساده زيستن و آوارگي را به خاطر آرمان و عقيده جديدش پيش بگيرد؟

چه چيزي سبب شده كه اين جوان به اين زندگي حقيرانه و ساده اما با اين اعتقاد و باور جديد، افتخار نمايد و نه تنها براي زندگي گذشته و رفاه ظاهري خم به ابرو نمي آورد بلكه از آن گذشته ي ننگ و تاريك استغفار مي كند؟

خوانندگان گرامي! شايد پاسخ دادن به اين پرشش ها براي فلاسفه، مفسران، انديشمندان، تحليل گران، صاحب نظران مسائل اعتقادي و يا غير اعتقادي كه مي خواهند از زاويه منطق و استدلال و يا به طريق علمي و تحقيقي پاسخگويي نمايند، شايد مشكل به نظر برسد اما من طلبه و حجت الاسلام سابق شيعي حوزه ي علميه قم و دانشجوي سابق دانشگاه شهيد بهشتي تهران، سني آواره و بي نام و نشان فعلي، خيلي ساده و راحت به اين ترتيب پاسخ مي دهم:

اول اينكه چنين شخصي ديوانه است! كه اين نظر والدين، دوستان و اطرافيان شيعي به ويژه اساتيد و علماي حوزه علميه قم (مركز مديريت) مي باشد آنها اعتقاد دارند كه ديوانه ام، اما اشكال اينجاست كه آقايان در ارائه استدلال بحث ديوانگي و اينكه چرا و چگونه ديوانه شده ام و يا عامل ديوانگي ام چيست و كيست تصور مي كنم بلا جواب مانده اند.

ضمن اينكه در بحث و باب ديوانگي شخصا با آقايان اتفاق نظر دارم و يا به عبارتي، اعتراف به ديوانگي مي نمايم، مزيدا مجموعه استدلال و منطق خود را در بخش عامل ديوانگي چيست و كيست و چگونه ديوانه شده ام اين طور مطرح و تصريح مي نمايم.

عامل؛ نيرو و قدرتي كه توانست واقعيت ها و عدم واقعيتها، صداقت ها، و دروغ ها، مثبت ها و منفي ها، شعار دادن ها اما عمل نكردن ها، ابراز محبت كردن اما عمل نكردن و اقتدا نكردن ها، به ظاهر گرياندن ديگران اما درد گريه در دل نداشتن ها، ابراز محبت هاي كاذب مصلحتي و مقطعي ها، بازي گرفتن دين و عقيده در هر كجا كه لازم باشد، معامله دين و عقيده با مصلحت هاي دنيوي، دشمن شمردن محبان و مقتديان واقعي الگوهاي ديني بنا به مصلحت ها، رياست طلبي ها، جاه طلبي ها، افراط و تفريط ها، تشكيك و ترديد ها، فرو ريختن ديوارهاي بلند جهالت، پرده برداشتن از تاريكي ها، آشكار شدن تفاوت ها و فاصله ها، و در نهايت عيان ساختن واقعيت ها را در قلب و روح من مشخص نمايد. پس اوست عامل ديوانگي و يا مشخصا عامل، قدرت و نيرويي كه ديوانه ام كرد، جز ذات لايزال خداوندي كه كل جهان هستي در قبضه قدرت و حاكميت مطلق اوست، چيز ديگري نبوده و نيست. لذا از اين زاويه و ديدگاه اعتقادي است كه خود را ديوانه نمي دانم و تمام هستي خود را صرف رضاي او و معاوضه و معامله با رضاي او كرده ام و يا به عبارتي همه چيز خود را در گرو رضاي آن عامل ديوانگي مي دانم و از آنچه كه به اصطلاح از دست داده ام نه تنها احساس ندامت و پشيماني نمي كنم بلكه اگر شايسته و مصداق مقوله معروف «به درويشي قناعت كن كه سلطاني خطر دارد» بوده باشم، به چنين درويشي كه رضاي عامل ديوانگي را به دنبال داشته باشد، مفتخر و بسيار شاكر خواهم بود كه خداوند سبحان من را به اين درويشي متصل كرد.

از پيشگاه خداوند سبحان، دو تقاضا را دارم:

الف) از خداوند سبحان مي خواهم كه روح سه برادر شهيدم: شهيد محمد رضا موسايي، شهيد علي رضا محمدي، و شهيد ارسطو رادمهر را قرين رحمت خويش گرداند.

ب) كساني را كه هنوز در دنياي تاريكي جهالت، خرافات, موهومات، افراط، تفريط، تشكيك و ترديد غوطه ور هستند به ويژه والدينم را به شاهراه واقعيت هاي ديني و عقيدتي هدايت فرمايد.

چنانچه چند صباح ديگري عمر باقي ماند، نه تنها صبر و ثبات و استقامت عطا فرمايد، بلكه زماني كه اين ديوانه را مسافر ديار ابدي خواهد ساخت، غفران و رحمت خويش را بدرقه راهش گرداند. ان شاء الله

در اينجا جا دارد كه از زحمات بي دريغ ابوعبدالله تشكر نمايم.

مرتضي رادمهر

حجت الاسلام سابق حوزه علميه قم

دانشجوي سابق دانشگاه شهيد بهشتي تهران

آواره و گمنام امروز

19/3/1380 – 27 ربيع الاول 1423  هـ . ش

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized

فروپاشی يكي از طلاب حوزية …؟

M(93)فروپاشی جمهوری اسلامی
یکی از طلاب حوز علمیه قم با ارسال یاداشتی به آینده نوشته است:ديروزسوارتاكسي شدم كه بروم منزل.راننده تاكسي خيلي ناراحت بودوحالت بغض داشت. سعي كردم سرحرف رابازكنم كه خودش شروع كرد. مي گفت امروز مسافري سواركرده بودم وعقب ماشين نشسته بود. بعدازاينكه پياده شدمتوجه شدم سوخت تمام كرده ام ورفتم پمپ بنزين.توي صف بودم كه دستم راروي صندلي لم دادم وصداي خش خش شنيدم. بررسي كردم تامسافرقبلي كاغذي به صندلي ماشين چسبانيده. كاغذراكه خواندم تانوشته در بحارالانوار جلدفلان حديث فلان نوشته است كه نشانه دجال اين است كه شال سبزمي بندد.بعدباتلخي مي گفت من كتابهاي زيادي درباره اسلام خوانده ام حتي شبهاي پيشاورراتاآخرخوانده ام. اما امروزباديدن اين حديث تمام اعتقاداتم فرو ريخته است واصلا به اهل بيت ع هم دارم شك ميكنم وكل اعتقادم رابه اسلام دارم ازدست ميدهم.
ایران ب ب ب

نوشتن دیدگاه

دسته Uncategorized